سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
نبرد ایران و اسرائیل

سایت تبیین:معرفی کتاب «اسطوره های صهیونیستی در سینما» نوشته محمد حسین فرج‌ن‍‍ژاد

چرایی نگارش کتاب:
سینما و هنر، همیشه بر اندیشه‌ای خاص استوارند. هر اثر هنری، گویای نوع نگاه خالق خود و زاویه دید وی به هستی است. بر هنرمند متعهد و مخاطب آگاه فرض است که با تعمق و تدبر در تاریخ و فلسفه هنر، نگاهی دقیق‌تر به آثار هنری داشته باشد و رازهای آن آثار را کشف کرده و محتوای آن را نیز مد نظر داشته باشد. این سرزدایی و تفکر عمیق، مو جب بینش افزایی شده و انتخاب مخاطبان آثار هنری را بصیرت مندانه خواهد کرد و اثر بخشی اثر هنری را آگاهانه و انسانی‌تر می‌کند. در این حالت است که قدر آثار هنری گوهرین، دانسته شده و آثار بی محتوا دور افکنده خواهند شد و کل جامعه هنری و اجتماع انسانی به فلاح و رستگاری نزدیک‌تر می‌شود. در چنین وضعی است که درخواست آثار ارزشمند هنری نیز بیشتر می‌شوند و خودبه‌خود اصلاح جامعه و هنرمند صورت می‌گیرد؛ پس رمز صلاح اجتماع و هنرمند، درک دقیق محتوای آثار هنری و سینمایی است.
اگر چنان که گویند، نگاه هنرمند به اطراف دقیق‌تر و ظریف‌تر است،‌ پس هر هنرمندی، یک منتقد قوی نیز باید باشد، یعنی دارای قدرت درک محتوایی آثار دیگران باشد؛ و این قدرت به دست نمی‌آید مگر با معرفت و شناخت عمیق تاریخی و فلسفی  و دینی و سیاسی. دراین میان، فهم زمانه و زمینه های استراتژیک خلق اثر هنری نیز بسیار مهم است.
در زمانه اکنون، که متأسفانه واقعیت این است که دنیاگروان و صهیونیان، بر بسیاری از گلوگاه های مهم تولید آثار سینمایی و هنری غرب مسلطندو تأثیر به سزایی در هالیوود و انتشارات فرهنگی هنری آمریکا و اروپا دارند و افکار استثماری خویش را در بسیاری از محصولات فرهنگی و هنری اشراب کرده اند، وظیفه  هنرمندان و منتقدان دو چندان می‌شود. حتی مخاطبان عمومی سینما و هنر نیز، اگر در عرصه کشف و نقد دقیق آثار هنری فعال شوند، فهم آزادانه‌تر و آگاهانه تری از آنها خواهند داشت و مصداق آیه مبارکه «فَانْظُر اِلی طَعامِک» خواهند شد؛ که با نگاه به طعامِ روح خویش، مواظبند مسموم نشوند و غذاهای مقوی را انتخاب کنند تا استحکام وجودی بیشتری بیابند. با تأمل ورزی و شناخت دقیق مکاتب و تفکرات متعددی که در غرب اثر گذارند و همچنین با دقت در ایده ها و تاریخ نفوذ صهیونیست ها در جامعه غربی و نحوه تأثیرگذاری آنها در هنر وسینما، این درک هنری عمیق می‌شود و دو فایده اساسی برای سینما و هنر کشورمان خواهد داشت: به مخاطب آثار هنری کمک می‌کند که کمتر اسیر راهبردهای پیچیده بنی صهیون شوند و  به برنامه ریزان و منتقدان و هنرمندان کمک می‌کند که با شناخت استراتژی های حاکم بر عرصه هنر غرب، در دام آنها نیفتند و به فکر «طراحی استراتژیک» سینما و هنر ایران بیفتند تا دامنه تأثیرگذاری هنر ایرانی- اسلامی را افزون کنند و در تعامل با سایر کشورهای مسلمان و مسیحی حساب شده عمل کنند و جبهه مستحکمی در برابر  نفوذ فرهنگ غرب در کشورهای دیگر باز کنند و حتی در میان مدت تأثیرگذاری بیشتری بر غربیان و مخاطبان آثار صهیونیستی نیز داشته باشند. این، از آرزوهای جامعه هنری ماست که تحققش چندان دور نیست، اگر برنامه ریزی مدونی به منوالِِ مذکور، داشته باشیم.
از این روست که نیاز مبرمی است به آثار مکتوبی که با تأمل و حوصله، به بررسی بن مایه ها و اساطیر و راهبردها و زمینه های هنر غرب پرداخته اند. کتاب  «اسطوره های صهیونیستی سینما» سعی کرده که قدمی هرچند کوچک در این مسیر بردارد. البته پر واضح است که سینمای هالیوود _که تأثیرگذارترین سینمای جهان است_ به دلیل گستره تأثیرپذیری از نفوذ صهیونیسم مسیحی و یهودی بر آن، بیشتر محتاج تحلیل و بررسی محتوایی و تاریخی و فلسفی و راهبردی و دین شناختی می‌باشد. این کتاب کوشیده است جرقه هایی در این مسیر برافروزد تا به لطف هوشمندی و پیگیری مخاطبان ارجمندش، مایه‌ای برای رصد بهتر هنر وسینما و تبلیغات صهیونیان در جهان باشد. همچنین می‌تواند سعی کرده که بر غنای ادبیات تحلیل محتوایی سینما و هنر غرب در ایران اسلامی بیفزاید و در کشف و خنثی سازی و رهبردها و استراتژی های فرهنگی صهیونیسم بین الملل قدمبردارد تا توان دفاع و هجوم هنر وسینمای کشورمان را در این نبرد نرم و جنگ سایبرنتیک، بالا ببرد.
مطالعه این اثر، همچنین می‌تواند باعث شود که تحلیل عمیق‌تری از سینمای غرب به دست آید و برخی آثار هنری مسلمانان و ایرانیان که رو به سوی بن‌مایه‌ها و اساطیر «یهودی- مسیحی- صهیونی» دارند، تغییر جهت دهند و با دقت و وسواس بیشتری به سوژه‌ها و موضوعات حساس بپردازند. برای مخاطبان عمومی نیز مطالعه دقیق این اثر شاید بی فایده نباشد، تا با بینش افزایی و حساسیت هوشمندانه، به تماشای آثار مکتوب و سینمایی غرب بنشینند و  از تأثیرات ناخودآگاه کم کنند و تأثیرپذیری آگاهانه خود را افزون کنند و برخی پرده های غفلت را کنار زنند. در مجموع این اثر امید دارد که در مسیر درک بهتر اجتماع از هنر وسینما، قدمی هر چند کوچک برداشته باشد.

سیر تدوین وتالیف کتاب:
مطالعه و نقد گروهی آثار سینمایی شاخص غرب، در چندین سال اخیر در گروه فرهنگی شهید آوینی، که جمعی از محققین رسانه‌ای حوزه علمیه قم و دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام) و موسسه امام خمینی(رحمه الله علیه) و مرکز پژوهش های اسلامی صداوسیما را شامل می‌شد،  انگیزه اولیه این کار را در نویسنده به وجود آورد. با پیشنهاد نویسنده و همیاری مسئولین دلسوز «خانه هنر و اندیشه مرکز پژ‍وهش های اسلامی صدا وسیما»، طی سال های 1386 تا 1388 مجموعه مقالات «اسطوره های صهیونیستی» در نه شماره پیاپی نشریه «رواق هنر و اندیشه» به چاپ رسید. پس از آن، قسمتی از همین مطالب با افزودن بخش های تکمیلی دیگر، تحت نظارت چند تن از اساتید محترم، با ویراست جدیدی از «موسسه فرهنگی هلال»، کتاب حاضر را به وجود آورد که به صورت مشترک توسط «نشر مرکز پژ‍وهش های اسلامی صدا وسیما» و «انتشارات هلال» در بهار 1388 چاپ اول آن به جامعه کتاب خوانان فارسی زبان، تقدیم شد.
قابل ذکر است که برخی بخش های مهم از مجموعه مقالات، مانند توضیحاتی که درباره تاریخچه پروتستانتیسم و پیوریتنیسم در مقالات بود، در کتاب نیامدند که امیدواریم با افزودن آن مطالب در چاپ بعدی بر غنای محتوایی کتاب افزوده شود. همچنین امید است که وعده نویسنده در تکمیل «اساطیر صهیونی سینما» تحقق پذیرد و شاهد ویراست کامل‌تری از این کتاب باشیم. علاوه بر اینکه به عقیده نویسنده کتاب، هنوز مطالب نگفته در این باب باقی است که باید به قلم بیاید؛ گرچه نویسنده در مقالات و تک نگاره‌های سینمایی خود، برخی از آن مطالب را آورده است.
این کتاب می‌تواند مقدمه‌ای باشد بر یک طرح جامع و راهبردی برای شناخت و تحلیل هنر وسینمای مسلط بر کشورهای غرب که در آن طرح، علاوه بر شناخت اساطیر و بن مایه های صهیونیستی باید تحلیل های تاریخی و هرمنوتیک و استراتژیک و شناخت عوامل سینما به طور کامل و جامع در چندین مجلد، مورد کاوش عمیق قرار گیرند و به برنامه ریزان و مدیران و هنرمندان و عموم مردم ارائه شود. به امید آن روز.

توضیح فصول کتاب
در این اثر، بخش اول به واژه‌شناسی اسطوره و اصطلاح شناسی آن و کشف معنای تاریخی اسطوره از منظر حکمای مسلمان پرداخته شده است. واژه‌شناسی این کلمه با توجه به زبان‌های فارسی، عربی، انگلیسی، اوستایی، لاتین و یونانی انجام شده است. در اصطلاح‌شناسی اسطوره، پیچیدگی معنای اصطلاحی اسطوره با توجه به تعدد مکاتب و اندیشمندانی که از «اصطلاح اسطوره» استفاده کرده‌اند، بررسی شده است. سپس برخی از مهم‌ترین معانی اصطلاحی اندیشمندان مطرح، بیشتر مورد تأمل قرار گرفته است. در قسمت بعد، نویسنده کوشیده دریچه‌ای نو به اصطلاح‌شناسی اسطوره از منظر حکما و اندیشه اسلامی بگشاید و از بحر بیکران فلسفه و حکمت و عرفان اسلامی، قطره‌ای نوشیده و در نگاهی تطبیقی و انتقادی، نگاه مادی و یک جانبه غریبان به تاریخ و اندیشه را مورد بررسی قرار دهد. این بخش از ابداعاتی در تقسیم‌بندی جدیدی از تاریخ برخوردار است و با نقد و اصلاح دلسوزان، می‌تواند هم‌چون نسیمی به سوی تولید علم بر مبنای حکمت اسلامی وزیدن گرفته و جامعه دانشگاهی ما را از تعلبات مدرنیته و غربگرایی فاصله داده و به سمت تولید علم بومی رهنمون شود؛ و نقدهای دلسوزانه اندیشمندان، جوشش مبدعانه دیگر متفکران را سبب خواهد شد. در بخش دوم، نویسنده کوشیده است با نیم‌نگاهی به تاریخ سینمای غرب و هالیوود و با توجه به منابع متعددی که درباره نفوذ صهیونیسم یهودی بر هنر و سینمای غرب نگاشته شده است، تبیینی مختصر از «نفوذ صهیونیان بر سینما» داشته باشد. همچنین نفوذ لابی پرقدرت صهیونیست‌های مسیحی در کنار یهودیان ماده‌گرا و صهیونیست بر آمریکا و سینمای هالیوود نیز مدنظر قرار گرفته است. در این باره کمتر در منابع مکتوب فارسی شاهد نوشته‌هایی بوده‌ایم؛ گرچه محققان، خطر نفوذ «تل‌اوانجلیسم» بر رسانه‌های اینترنتی و تلویزیونی و ماهواره‌ای و دیجیتالی صهیونیست‌های مسیحی (اوانجلیست‌ها) بصورت کلی و مجمل گوشزد کرده‌اند. به عنوان نمونه، شاهد توضیحی بیشتر درباره تاریخ و فعالیت‌های چشم‌گیر T.B.N و C.B.N در این اثر هستیم. هم‌چنین اشاره‌ای به نفوذ دولت امریکا و پنتاگون و سیا بر هالیوود شده است.
در ادامه این بخش، برخورد خشن و جدی صهیونیت‌ها با مخالفین خود در غرب مورد بحث قرار گرفته و سپس درباره پیونده اسطوره و سینما و راز جهانی شدن اسطوره‌های صهیونیستی توضیحاتی بیان شده است.
در پایان این بخش، با توجه به کتاب پر تیراژه«سفر نویسنده» ساختار فیلم‌های اسطوره‌ای در هالییود مورد بررسی قرار گرفته است.
بخش سوم کتاب، به برخی «اسطوره‌های صهیونیستی» پرداخته است و آثار سینمایی متناظر آن اساطیر نیز، در ذیل هر کدام از آنها مورد نقد و تحلیل محتوایی قرار گرفته‌اند. با مطالعه دقیق این بخش، رمزگشایی قابل توجه و نسبتاً جدیدی برای مخاطبین فارسی‌زبان از آثار شاخصی که در این سالها، ذهن و دل جوانان این مرز و بوم را به خود معطوف کرده‌اند، می‌شود.
آثاری چون سه‌گانه ماتریکس و پویا‌نمای نه قسمتی اینماتریکس، کتاب هفت قسمتی هری‌پاتر که با تیراژ حدود چهارصد میلیون در جهان به‌وفور تبلیغ شده است، سه‌گانه ارباب حلقه‌ها که یکی از پرفروش‌ترین آثار اسطوره‌ای هالیوود می‌باشد، مجموعه‌ فیلم‌های پسر جهنمی، طالع نحس، مصائب مسیح، آخرین وسوسه مسیح، ژاندارک، ده‌فرمان، پرنس مصر، فهرست شنیدلر، فرارجوجه‌ای، حس ششم، آرماگدون، جن‌گیر، جواهری در قصر(یانگوم بزرگ)، چه آرزوهایی که می‌آیند، هفت سال در تبت، کنستانتین، مرد عنکبوتی، هوش مصنوعی، سریال «ای‌کی‌یوسان»، بودای کوچک، سمسارا، کوندون، کتاب آفرینش، الرساله محمد رسول الله، سلیمان و ملکه صبا، لوتر و ....
همانگونه که پیشگفتار نویسنده بر می‌آید، اسطوره‌های صهیونیستی سینما، بیش از این مواردی است که در این کتاب بدانها پرداخته شده است و نیاز به مباحث زیادی دارد که فقط برخی در این اثر آمده‌اند. البته اشاره‌هایی به مناسبت به برخی دیگر از اسطوره‌ها و بن‌مایه‌های صهیونیستی شده است ولی بازکردن آنها نیاز به چندین جلد و تلاش وافری از سوی نویسنده و سایر محققین دارد. نویسنده در تبیین این اساطیر و بن‌مایه‌ها کوشیده است با نگاهی دقیق به تورات و تلمود یهودیان و منابع اصلی یهود و مسیحیت صهیونیستی و ادیان شرقی آنها را استخراج و تقریر کند و سپس با نگاهی انتقادی و تطبیقی از زاویه اسلامی نقدهایی مختصر داشته باشد. در این کتاب بنا به نقد مفصّل فرقه‌های و مکاتب مطرح شده نبوده است که خود مجال واسعی می‌طلبد. این اثر بیشتر کوشیده نگاهی توصیفی و آگاهی‌بخش داشته باشد و آثار سینمایی و هنری مختصری را به عنوان نمونه مورد تحلیل قرار داده است و ادعا ندارد که تمام اساطیر و بن‌مایه‌ها و سمبل‌ها و فیلم‌های صهیونیستی را مورد بررسی قرار داده است؛ با این وجود نویسنده کوشیده در حد وسع خود بحث‌های کلّی اسطوره‌هایی را که بدان پرداخته، تبیین کند تا همچون تور ماهیگیری، ابزاری برای اصطیاد فیلم‌های ذیل هر اسطوره به مخاطب بدهد. امید که سایر اساطیر و بن‌مایه‌ها در جلدهای بعدی این کتاب مورد بحث قرار گیرند.
نویسنده در بخشی از کتاب به معنا‌گرایی و سینمای ماورا توجه کرده است، به مناسبت به عرفان های شرقی نظر کرده است و در حد مختصری، برخی آثار بودیستی و هندوئی و کنفسیوسی که در هند و تبت و امریکا و چین و ژاپن و کره ساخته شده‌اند را مورد تحلیل قرار داده است. توجه به تحلیل سریال یانگوم بزرگ(جواهری در قصر) و تب کره‌ای که اخیراً جوانان و سایت‌های اینترنتی و تلویزیون، را به خود مشغول کرده از تمایزات مثبت و زمان‌شناسانه این کتاب می‌باشد.
همچنین بررسی ارتباط پیچیده و پنهان بودیسم تبتی و بودای سکولار با صهیونیست‌ها از منظر تاریخی و هنری و با توجه به مصادیقی چون ماتریکس و اینماتریکس، هفت سال در تبت و بودای کوچک در این اثر مورد بررسی قرار گرفته است و هشداری جدّی به جامعه هنری و عموم مخاطبین سینما و تلویزیون داده شده است که مواظب «شرق‌گرایی هالیوود» باشند و در آن تأمل بیشتری داشته باشند. زمینه‌های سیاسی و دینی و تاریخی نحوه خاص ارتباط غرب معاصر و زرسالاران جهانی و معنویت خاص شرقی نیز مورد تحلیل قرار گرفته است که قابل توجه و دقت می‌باشد؛ گرچه نویسنده بیان داشته بررسی کاملی از سینمای معناگرا به تحقیق جداگانه‌ای محتاج است که در چندین مجلّد به تمام نحله‌های معناگرایی بپردازد.
در همین بخش نوع نگاه سینمای غرب به خدا، وحی و پیامبری و شیطان با توجه به منابع اصیل یهودی و مسیحی نیز مورد مداقه قرار است و تضعیف نقش خدا پس از مدرنیته و شرگرایی و شیطان‌گرایی در هنر معاصر غرب به دقت موشکافی شده است و مبانی کلامی و فکری و تاریخ شیطان‌گروی و ارتباط شیطان‌پرستان و کلیسای شیطان و صهیونیست‌های حاکم بر امریکا مورد توجه قرار گرفته است و در ادامه برخی از آثار مطرح سینمایی که مستقیم یا غیر مستقیم به ترویج و تثبیت فرقه‌های جعلی و ادیان جدید شرگرا و شیطان‌گرا و شرق‌گرا پرداخته‌اند، تحلیل شده‌اند.
در بخش نگاهِ غرب جدید به مقوله وحی و پیامبری، با بررسی آثار مهمی از یهودیان و مسیحیان هالیوودی و اسلام با تقریر هالیوود، بحث ادامه پیدا کرده است. در این بخش، دوری یهودیان از توحید و عبودیت و ترویج اومانیسم و دنیاداری یهودی و اخلاق هلنیستی و جادوی مصر و روم و بابل و ترویج التقاط مسیحیت و میترائیسم از عمده دلایل انحرافِ نگاهِ غربیان به مقوله نبوت دانسته شده است و با بررسی نفوذ یهودیت بر مسیحیان از اوانِ مسیحیت و فرقه‌های یهودی-مسیحی متأخّر آثار شاخص متناظر با این موارد نیز مورد بررسی و دقت قرار گرفته است. نگاه‌های تصوف یهودی(کابالیسم) و تاکید زرسالاری یهودی-مسیحی بر خودپسندی و تفرعن انسان و اسلام‌ستیزی اشکار صلیبیون در غرب نیز، مورد اشاره قرار گرفته‌اند ولی بحث کامل اسلام‌ستیزی در سینما و کابالیسم و آخرالزمان در سینمای غرب به مجلدات بعدی حواله شده است.

لیست برخی اسطوره‌ها و بن‌مایه‌ها و عناصر تکرار شوندة سینمای صهیونیستی که در این کتاب،‌مفصل‌تر پرداخته شده‌اند، بدین قرار است:
- ارض موعود، میراث نیاکان، سرزمین مادری، اسرائیل بزرگ و شهر زایان
- مادر، قبیله‌گرایی متعصّبانه
- قوم برگزیده، نژاد برتر
- ملت واحد یهود
- دولت الهی اسرائیل
- سرزمین بدون مردم، برای مردم بدون سرزمین
- بهشت زمینی، اتوپی بنی صهیون، آرمان شهر بسته و معاد مادّی
- خدای ناتوان، توحید قومی و الوهیت یهود
-شیطان قدرتمند، مقدمه‌ای بر پرستش شیطان، نمادها و فیلم‌های شیطان‌گرا
- حمله شیطان به سرزمین موعود
- بودیسم غربی، لامائیسم صهیونیستی و عرفان‌های پُست مدرن
- پیامبران قومی، پادشاهان نژادپرست، رهبران قدرت‌طلب، پیش‌گویان قبیلگی
- مسیح یهودی، مسیحیت پولُسی، پروتستانتیسم اصلاح‌گرا، پیوریتنیسم یهودگرا
- مسیحیت صهیونیستی، پروژه آخرالزمان سازی اوانجلیستی
- هولوکاست، اتاق‌های گاز، کشتار شش میلیون یهودی کوره‌های یهودی سوزی، کارخانه صابون سازی
در نهایت فهرست منابع و فیلم‌هایی که در نگارش این کتاب بدانها استناد شده است آمده است.

آخرین حرف
این کتاب فرصتی جدید برای اندیشیدن و تأمل دقیق‌تر در سینما و هنر به مخاطبین خود می‌دهد و باب جدیدی در ادبیات محتوایی گشوده است که با تداوم تحقیقاتی چنین نقد و نظرات اندیشمندان این نهال آبیاری می‌شود. امید که با همیاری سایر عالمان فرهیخته، دین‌شناسان، منتقدین، هنرمندان، سینما‌پژوهان، صهیون‌شناسان و سیاستمداران و جامعه‌شناسان و روان‌شناسان محقق، در آینده شاهد باروری درخت تنومند «نقد و تحلیل محتوایی عمیق هنر و سینما» در کشورمان باشیم و باشناخت استراتژی‌ها و راهبردهای حاکم بر سینمای غرب و هنر صهیون مآب، دراقصی نقاط عالم، گامی جدّی‌تر در تبیین«سینمای استراتژیک» غرب باشیم و بتوانیم «استراتژی هنری و سینمایی» دقیق و متقنی برای پیشبرد هدفمند و جدّی فرهنگ و هنر اسلامی ایرانی داشته باشیم و در مسیر رسیدن به «تمدن با شکوه اسلامی» سهم خود را ایفا کنیم.

جوایز کسب شده کتاب: جای این کتاب در ادبیات سینمایی و پژوهش هنری خالی بود و توانست با دقت و انسجام و استنادات جدی و فصل بندی خوب، بعد از چاپ، در جشنوراه دوسالانه آثار مرکز پژوهش‌های اسلامی صداوسیما (1388-1389) مقام اول را به دست بیاورد و به عنوان مقام اوّل جشنواره علامه حلی از میان بیش از دوهزار اثر (دومین دوره در سال 1389) و مقام اول پژوهشی در جشنواره هنرآسمانی(1390) برگزیده شد. مطالعه آن رهگشای مسیر آینده در مباحث سوادرسانه‌ای و تحلیل و فهم سینما وصهیونیسم است. این کتاب را می توان از طریق آنلاین، از فروشگاه پاتوق کتاب و نشر موعود تهیه کرد.

منبع: تبیین،سایت انجمن فارغ التحصیلان موسسه امام خمینی(ره) قم

- برای خرید این کتاب با تلفن موسسه موعود عصر www.mouood.org (نشر هلال) 02166956168 و  02166956167 و برای خرید اینترنتی آن با سایت پاتوق کتاب می توانید تماس بگیرید:  www.ketabroom.ir    آدرس دقیق خرید اینترنتی این کتاب در سایت پاتوق کتاب: سفارش خرید

http://www.ketabroom.ir/part,showEntity/id,3910/lang,fa/  و  http://www.ketabroom.ir/part,showEntity/id,3910/lang,fa/fullView,true/

 - آدرس تصویر جلد بزرگ: http://mouood.org/images/Mouoodbooks/ostoreha.jpg 

 - همچنین در سایت پاتوق کتاب: http://www.ketabroom.ir/part,showAttachment/id,2782/

- قبلا در خبرگزاری هنرنیوز و خبرگزاری فارس برخی قسمت های مقالاتی که در نشریه رواق هنر واندیشه از این کتاب به چاپ رسیده بود را شاهد بودیم: مقاله «اسطوره مادر،قبیله گرایی متعصبانه» و «اسطوره قوم برگزیده، نژاد برتر» و «اسطوره ملت واحد یهود» و «اسطوره دولت الهی اسرائیل» و «اسطوره عزیمت داوطلبانه فلسطینی ها از سرزمینشان» در آدرس:   http://honarnews.net/index.aspx?siteid=1&pageid=141&newsview=2611 

- مقاله «حمله هالیوود به عصمت پیامبران و حجیت وحی» از «اسطوره پیامبران قومی، پادشاهان نژادپرست، رهبران قدرت طلب، پیشگویان قبیلگی» در ادرس: http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8707020263 

- همچنین:  http://www.military.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=218 

- همچنین این وبلاگ(http://hajala.blogfa.com) نیز مقاله اخیر  را در سه قسمت اورده است:

  http://hajala.blogfa.com/post-6.aspx و  http://hajala.blogfa.com/post-7.aspx و http://hajala.blogfa.com/post-10.aspx

-همچنین ببینید: مصاحبه مسئول غرفه موعود در نمایشگاه کتاب با خبرگزاری جمهوری اسلامی را: http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=474949

- همچنین معرفی روزنامه کیهان از این کتاب را ببینید: http://naghdefilm.parsiblog.com/Posts/159

- همچنین عرفی سایت خانه کتاب اشا از این کتاب را ببینید: http://naghdefilm.parsiblog.com/Posts/301



نوشته شده در  دوشنبه 93/8/5ساعت  4:4 صبح  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()

 

  چند فیلم از جشنواره سی و دوم

  9 از 30

معمول این بود که پس از هر دوره جشنواره فیلم فجر ، یادداشت هایم درباره فیلم هایی از آن جشنواره را که دیده بودم را منتشر می کردم اما امسال فرصتی دست نداد، یعنی گرفتاری تولید فیلم مستند ، باعث شد که در این کار نیز وقفه بیفتد و اگرچه موفق شده بودم حدود 30 فیلم از آثار مهم جشنواره سی و دوم فجر را ببینم و برای برخی نیز یادداشت بنویسم اما به دلیل آنکه فرصت یا بهتر است بگویم (به دلیل ضعف مفرط ساختاری) رغبت نوشتن یادداشت برای همه فیلم های دیده شده ، حاصل نشد در نتیجه مجالی برای انتشار پیش نیامد و آن چند یادداشت هم در بایگانی ماند تا اینکه اخیرا هنگام تورق بایگانی ، بی مناسبت ندیدم ، آن یادداشت ها را منتشر کنم ، خصوصا آنکه یک فیلم از آنها که برایشان یادداشت نوشتم ، چندی پیش اکران شد( آذر ، شهدخت ، پرویز و دیگران)  ، دو فیلم برپرده است (امروز و آرایش غلیظ) ، 3  فیلم در حال اکران شدن است و عنقریب در همین ماه محرم روی پرده می روند ( رستاخیز ، مهمان داریم و شیار 143 )  و دو فیلم هم احتمالا تا آخر سال به نمایش عمومی درمی آیند ( گنجشگگ اشی مشی و حق السکوت) . نقد  فیلم" چ" را هم قبلا در همین وبلاگ منتشر کرده ام، پس از لیست فوق حذف نمودم.

 ضمن اینکه واقعا فیلم هایی همچون "متروپل" ، "با دیگران" ،" بیگانه" ،" قصه ها" ،" روزگاری عشق و خیانت" ، "زندگی جای دیگری است" ،" فصل فراموشی فریبا" ،" شهابی از جنس نور" ،"رنج و سرمستی" ،" اشباح"، "عصبانی نیستم" ، "معراجی ها" ، "دو ساعت بعد مهرآباد" ،" خواب زده ها" و ...(همانطور که گفتم) به دلیل ضعف مفرط ساختاری اساسا سینما محسوب نمی شوند که بتوان درباره آنها یادداشت یا نقد سینمایی نوشت. از همین روی رغبتی برای نوشتن راجع به فیلم های یاد شده پیدا نکردم.

 اما فرم یادداشت ها ، جشنواره ای است ، یعنی با همان حال و هوای جشنواره که فیلم ها را پشت سر هم و به صورت مرور می بینیم ، این یادداشت ها هم نوعی مرور هستند و در همان حال و هوا نوشته شده اند. شاید اگر الان فرصتی شود و مجددا توفیق تماشای آثار مزبور دست دهد ، یادداشت های مفصل تر و متفاوت تری بنویسم. پس شما هم آنها را با همان نگاه یادداشت جشنواره ای بخوانید.

 

 

شیار 143

تولد دوباره

 

یک شگفتی دیگر جشنواره سی و دوم که متاسفانه توسط هیئت انتخاب جشنواره نادیده گرفته شد و سرانجام با توصیه و توسط خود دبیر محترم جشنواره به بخش مسابقه سینمای ایران راه یافت و علیرغم همه کارشکنی ها ، سیمرغ بلورین محبوبترین فیلم را از نظر تماشاگران و مردم دریافت نمود و جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن و جایزه ویژه هیئت داوران را نیز کسب کرد.

نگاهی به صبر و استقامت و رشادت مادران شهداء و جاوید الاثرها که تاکنون چندان در کادر دوربین سینمای ایران قرار نگرفته و دو سال پیش که با فیلم "بوسیدن روی ماه" سعی شده بود چنین توجهی مبذول گردد ، متاسفانه از زاویه نگرشی لیبرالی و بسیار محدود به این قهرمانان ملی پرداخته شده بود ، به گونه ای مقام و جایگاه آنان تا حد آدم هایی مایوس و ناامید و منزوی از زمانه و روزگار به تصویر کشیده شده بود ، گویی اصلا آنها همراه دوران دفاع مقدس و شهداء به آخر خط رسیده اند و دیگر جایی برای آنان وجود ندارد. در آن نوع نگرش هیچگونه معنویتی برای خانواده و مادران شهداء در نظر گرفته نمی شود ( و از همین روی خانه و اتاق و خلوت آنها خالی از هرگونه نشانه های معنوی و انقلابی است ) و نوستالژی شان مثلا گوش دادن به ترانه کورس سرهنگ زاده است و شوخی ها و خنده هایشان هیچ ربطی به دنیای معمول و شناخته شده خانواده شهداء ندارد! اما خوشبختانه این مادران در فیلم شیار 143 در جایگاه خود دیده می شوند. نرگس آبیار ، نویسنده و کارگردان جوان این فیلم ، یک خانواده و مادری را به تصویر می کشد که فرزندش در جریان دفاع مقدس مفقود الاثر می شود و سالها از وی نشانی نمی یابد. اما این مادر که نام الفت را دارد و زنی روستایی و زحمتکش است ، از پای نمی افتد ، دخترش را عروس می کند ، زندگی اش را با امید و توان بیشتر ادامه می دهد ، می بافد و می ریسد و می کارد و همچنان چشم بر در دارد و انتظار می کشد تا امیدش بازگردد و آنگاه که بقایای پیکر پاک فرزند شهیدش را می آورند همچون دوران نوزادی ، او را در بغل می گیرد و برایش لالایی می خواند ، گویی فرزندش دوباره متولد شده و زندگی جدیدی هم برای او و هم برای پسر شهیدش ، آغاز گردیده است.

ادامه زندگی و تمام کردن قالی کوچکی که بردار داشته و بریدن قالی به معنای باقی امید و انتظار است که می تواند نشانه ای از آن انتظار حقیقی برای حضرت حجت (ع) باشد که با توجه به سابقه خانم آبیار در ساخت مستند های دینی و آیینی ، چنین نتیجه ای از پایان بندی فیلم ، چندان غریب نمی نمایاند.

ساختار متناسب فیلم و استفاده از روایاتی که همدیگر را تکمیل می کنند ، نوعی گذر از مدرنیسم و پست مدرنیسم و رسیدن به نوعی ساختار سینمایی بومی است که می تواند الگویی برای آینده سینمای ایران باشد که برای هرگونه روایتی ، مقلد الگوهای خارجی و غربی نباشند.

 

میهمان داریم

پذیرایی شیرین

 

محمد مهدی عسگر پور پس از  4 فیلم "پرواز در نهایت" ، "قدمگاه" ، "اقلیما" و "هفت و پنج دقیقه" و همچنین یکی دو سریال تلویزیونی ، اینک فیلمی جلوی دوربین برده که می توان آن را چند قدم جلوتر از آثار پیشینش و حتی بهترین فیلمش تا پیش از جشنواره فیلم فجر امسال یعنی قدمگاه دانست.

"میهمان داریم" ، اگرچه از ریتمی کند و برخی حفره های فیلمنامه ای و عدم وجود منطق مابین برخی گره ها و فراز و فرودهای داستان است اما در کلیت نگاهی مثبت و روشن به حضور سازنده و امیدبخش شهداء در زندگی امروز دارد. خانواده ای که سالها پیش و در جریان دفاع مقدس ، 3 فرزند خود را تقدیم اسلام و انقلاب کرده است ، اینک در آستانه اتفاقی مهم و خجسته ( پذیرایی از یک میهمان ویژه ) مجددا با حضور و کمک و یاری فرزندان شهیدش مواجه می شود تا بتواند از آن میهمان گرانقدر به نحو مطلوبتری پذیرایی نماید.

عسگر پور در یک نوع ساختار روایتی شبیه به فیلم هایی همچون اپیزود "هویچی بدون گوش" فیلم "کوایدان" (ماساکی کوبایاشی)، "افسانه ماه پریده رنگ نقره ای پس از باران" (کنجی میزوگوچی) و بالاخره فیلم "دیگران" (آلخاندرو آمنابار) مواجهه دوباره خانواده شهید را با دختر و پسران شهیدش ، به خوبی به تصویر کشیده است ، چنانچه به سبک و سیاق همان آثار سینمایی نامبرده ، تا انتهای فیلم و سکانس پایانی ، روشن نمی شود که این افراد به شهادت رسیده اند و تنها در همان سکانس و هنگام پذیرایی از میهمان ویژه است که پدر خانواده در یک مونولوگ نسبتا مفصل ، شرح زندگی و شهادت فرزندانش را برای میهمان خویش ، شرح می دهد.

اما به نظر می رسد که هویت میهمان ویژه فیلم ، در درجه دوم قرار می گیرد. اگرچه در جایی از فیلم و در آستانه دیدار پدر و مادر با فرزندان شهیدشان ، آنها گویا دچار گاز گرفتگی می شوند و شاید بتوان گفت فیلم وارد یک فضای ماورایی می شود و نماهایی از پنجره هایی که باز می شوند (ضمن اینکه می تواند قضیه گاز گرفتگی را منتفی نماید) آغاز ورود شهداء به ماجرای فیلم است و همین فضای ایجاد شده ، حضور حضرت حجت(ع) را به عنوان میهمان ویژه فیلم تقویت می نماید ( گویا روز مزبور نیز با نیمه شعبان مصادف است و در چند جای فیلم از این تقارن سخن می رود ) اما عدم حضور شهداء در سکانس پایانی ، توضیحات رسمی پدر در مورد وضعیت خود و خانواده و چگونگی شهادت فرزندانش (که قطعا برای امام عصر(عج) حکایت و قضایایی نامکشوف نیست ) و همچنین عدم حضور شهیدان در این صحنه و نحوه ورود میهمان ویژه به خانه ، مسئله حضور حضرت ولی عصر(عج) به عنوان میهمان ویژه را منتفی ساخته و فضای ایجاد شده را به سمت و سوی اینکه میهمان مورد نظر ، نایب امام هستند ( با توجه به دیدارهای مشابهی که ایشان با خانواده های شهداء دارند ) می برد.

به هرحال احتمال وجوب هر دو فرض یاد شده ، انتهای دلپذیری را برای فیلم "میهمان داریم" رقم می زند  که اگرچه پایان فیلم "قدمگاه" را به خاطر می آورد اما در تاریخ سینمای ایران بی بدیل است.

 

 

حق السکوت

طلبه ای برای طلبه دیگر

 

یک طلبه دیگر آستین ها را بالا زده و ورای همه نفی و اثبات ها و اعتراض ها و نقدها و کنایه ها ، خود به میدان سینما آمده تا فیلمی دیگر درباره طلاب و روحانیت بسازد. محمد هادی ناییجی در نخستین فیلم بلند سینمایی خود ، یکی دیگر از چالش های حضور روحانیت در جامعه را به چالش می کشد اگرچه با زبانی نیمه الکن و با همه تسامح و تساهلی که درخورد یک فیلمساز به اصطلاح فیلم اولی در نظر گرفت.

یک روحانی جوان که برای پرداخت بدهی خود ناگزیر از سخنرانی هایی با چشمداشت مالی در ماه محرم می شود ولی حاضر نمی گردد تا از سهم امام که به عنوان خمس نزد وی به امانت گذارده شده ، سوء استفاده کند اگرچه آبرویش به خطر افتد و در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه شود.

فیلمساز جوان ، دغدغه ها و درگیری های روحانی جوان را در جامعه به خوبی نشان داده است ، دغدغه هایی که به ترک وی توسط همسرش می انجامد و کشیدن چک بی محل و ... اما پای برروی اعتقادات و باورها و تعهداتش نمی گذارد. او خیلی فراتر از آن طلبه فیلم طلا و مس ، با فراز و نشیب های زندگی امروز شهری درگیر است و حتی دلخوشی مراقبت از همسر بیمار یا حاضر شدن در سر کلاس اخلاق استاد مورد علاقه ، نمی تواند اندکی از بار گذران زندگی را بکاهد.

صحنه ای که مردم بی اعتماد روستا ، به سراغش آمده اند و از وی می خواهند تا پول پرداخت شده به عنوان خمس را نزدشان بازگرداند و او اگرچه می توان با این کار ، آبروی از کف رفته اش را تا حدودی برگرداند اما بنا بر اصول و قواعد فقهی، از انجام جنین کاری پرهیز می کند ، از مهمترین صحنه هایی است که عمق اعتقادات و باورهای طلبه جوان را به نمایش می گذارد.

 

امروز

ادای تکلیف با ریتم کند

 

تازه ترین اثر رضا میرکریمی ، می توانست فیلم مهم و ماندگاری باشد اگر عنصر بسیار اساسی ریتم متناسب با فضای اثر در آن رعایت می شد. ماجرای یک رزمنده قدیمی یا یک بسیجی که بدون هیچ چشمداشت یا مطرح کردن خود در جامعه به زن درمانده و رنج کشیده ای کمک می کند بی آنکه حتی سرزنش ها و توهین ها و اهانت های ناعادلانه و غیر منصفانه دیگران را پاسخ گوید. شاید او نیز مانند روحانی فیلم رسوایی ، رضای خداوند را به خشنودی آدم ها ترجیح داده است اما متاسفانه ساختار سینمایی الکن فیلم ، نتوانسته به خوبی چنین مفهومی را انتقال دهد ، چنانچه در پایان فیلم حتی رزمنده قدیمی و بسیجی بوده شخصیت اصلی فیلم نیز چندان واضح و روشن نیست.

اینکه یک کاراکتر درونگرا و تو دار ، همه حرکات خود را به گونه ای افراطی اسلوموشن انجام دهد ، نشانه بروز آن درونگرایی نیست. می توان در این باب و در تاریخ سینما ، سامورایی های فیلم های کوروساوا و کوبایاشی را مثال زد که علیرغم درونگرایی و عدم ارتباط معمول با پیرامون ، اما به شدت عملگرا بوده و اگرچه در رفتار روزمره با طمانینه و پرهیز ، اقدام می کردند اما در وقت لازم نیز سریع و چابک و چالاک بودند نه مثل کاراکتر اصلی فیلم "امروز" که حتی برای راضی کردن زن نجات یافته جهت عمل جراحی ( که به گفته پرستار مراقب هرچه سریعتر بایستی صورت پذیرد و گویا 10 دقیقه ای بیش فرصت نیست ) زمان زیادی را به آهسته راه رفتن و نشستن و تلاش برای سر صحبت را باز کردن می گذراند یا برای دادن یک لیوان آب به بیماری که به آن لیوان آب  نیاز فوری دارد ، لحظات طولانی تامل و مکث کند و بعد به آرامی مفرط برخاسته و به سوی آب سرد کن یا پارچ روی میز حرکت کند ، مدتی را در مقابل آن تامل نماید و سپس پارچ را برداشته ، آب را داخل لیوان ریخته و پس از مکث فراوان ، لیوان را در دست گرفته ، مجددا حرکت کرده تا به مقابل تخت بیمار رسیده و لیوان را به سوی او دراز کند!!!

 

 

آذر ، شهدخت ، پرویز و دیگران

فتو رمانی قابل تحمل

 

تلاش بهروز افخمی برای روایت یک داستان سرراست و معمولی ، پس از تجربه ناموفق فیلم "فرزند صبح" قابل توجه است اگرچه فیلم از کتاب همسرش ، مرجان شیر محمدی اقتباس شده و به قول خودش همین فقره است که کار را سهل تر گردانده اما متاسفانه این اقتباس باعث شده که فیلم در برخی لحظات ، خصوصا لحظات ابتدایی به ورطه فتو رمان بغلطد و از وجه سینمایی خود دور بیفتد.

حکایت یک خانواده مرفه ایرانی که در هنر و سینما نیز نقشی دارند و دارای زندگی کم و بیش روبراهی هم هستند و به جز آنچه گفته شد ، این حکایت تقریبا بدون لکنت بیان می شود به هر حال در این سینمای الکن و زیر خط فقر استاندارد که هنوز پس از گذشت 40 سال به الگوهای پوسیده و ریسیده فیلمفارسی متوسل می شود ، بازهم جای امیدواری است ، خصوصا که به هر حال در فیلم خانواده ها شکل درست و درمانی دارند و آنکه مهاجرت کرده ( دختر خانواده ) دچار مشکل خانوادگی شده و همسرش ، دو جنس گرا از کاردرآمده است!

فیلم دارای نوعی طنز اروپایی یا بهتر بگوییم فرانسوی هم هست که از نمونه هایی معروفی مانند "ونسان و فرانسوا و پل و دیگران" ساخته کلود سوته گرفته شده و حتی گویا اسم فیلم نیز با الهام از همان فیلم است.

 

 

گنجشگک اشی مشی

اپیزودهای ناچسب

 

مهمترین نقیصه فیلم آن است که نام فیلم به خود فیلم یعنی داستان ها و قصه ها و ماجراهایش نمی خورد . به خاطر دارم که زمانی صحبت از نامگذاری صحیح در کشور بود و اینکه افراد سعی کنند اسامی به اصطلاح با مسما برای شغل ها و فروشگاهها و آثار خود انتخاب نمایند . مثالی هم که زده شد خیلی بامزه بود مثلا جایی نام کله پزی خود را ابن سینا گذارده بود!!

و دومین اشکال ساختاری فیلم اپیزودیک تلقی کردن آن در عین بی ربطی است! اینکه مثلا در فیلمی 3 داستانی ، سعی کنیم مثلا با قراردادن زورکی برخی کاراکترهای یک قصه در قصه دیگر ، آن را اپیزودیک تلقی کنیم ، به نظر می آید ، چندان ایده خوبی نباشد ، آنهم برای فیلمسازان کارکشته ای همچون مسعود کرامتی و غلامرضا رمضانی و پرویز نیکخواه آزاد که به هر حال در کارنامه سینمایی خود ، آثار مقبولی برای کودکان و نوجوانان دارند.

شاید در میان آثار اپیزودیک تاریخ سینما بتوان به دو اثر شاخص اشاره کرد که برای یافتن ارتباط میان اپیزودها ، کمی به تعمق و غور و تحلیل نیاز است. فیلم کائوس برادران تاویانی که اگر ندانیم همه 5 اپیزود از قصه های لوییجی پیراندلو گرفته شده ، تصور می کنیم تنها یک کلاغ است که در آغاز و پایان هر اپیزود به کمک ربط دادن آنها می آید اما در اصل درونمایه روابط پیچیده  و انسانی مردم توسکانی در ایتالیا ، مهمترین اساس آن اپیزودها هستند یا در فیلم "پاییزا" روبرتو روسلینی ، اگرچه 6 روایت درباره جنگ می تواند نخ ارتباط دهنده ، 6 اپیزود فیلم باشد اما چنین معیاری می تواند صدها و هزاران فیلمی که درباره جنگ ساخته شده را شامل شود اما آنچه ورای جنگ و تبعات آن ، توانسته 6 فیلم کوتاه روسلینی را در قالب یک فیلم اپیزودیک در یک اثر سینمایی به نام "پاییزا" جای دهد ، در واقع به قول پل الوار ، جنگ آدم ها نه با دشمن بیرونی که با دشمن درونی و ضعف ها و کمبودهای داخلی است ، ماجرای تحقیر انسان ها توسط خودشان و نادیده گرفتن هم نوعان و هم کیشان و ...

اما در فیلم اپیزودیک "گنجشگک اشی مشی"، چنین روابطی دیده نمی شود. اینکه قهرمان مثلا دو اپیزود نوجوانان هستند یا فیلم درباره مشکلات نوجوانان است؟ یا راجع به عزت نفس نوجوانان و ...؟ و یا درباره خانواده ؟ خانواده هایی که در حلقه ای از مناسبات ناخواسته شکل گرفته اند؟ واقعا هیچ یک از این موارد که ذکر شد ، نمی تواند آن حلقه ارتباطی و وصل اپیزودها باشد. فیلمی به سبک و سیاق "نشانی" محمد علی طالبی و فیلم دیگری مشابه "رابطه" پوران درخشنده و البته بسیار کم مایه تر از آن و بالاخره اپیزودی همچون طوبی خسرو ملکان یا ... تنها ذهن مخاطب را به فیلم های دهه 60 و 70 سینمای ایران معطوف می سازد البته بدون آن فضاهای جذب کننده و با ساختارهایی به مراتب ضعیف تر و سطحی تر.

 

 

آرایش غلیظ

غیرقابل تصور

 

اگر فیلم های مشترک حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست را از همان اولین فیلم دیده باشیم ( "بوتیک" و "بی پولی" و سریال تلویزیونی "وضعیت سفید" ) و حتی فیلم های تلویزیونی مانند "بیا از گذشته ها حرف بزنیم" و "به صرف شربت و شیرینی" و ... در همه آنها نوعی طنز و مطایبه ظریف و ملموس اجتماعی و حتی تاریخی حس می شود که سینمای این دو فیلمساز جوان را حتی با اطلاق نوعی سینمای مولف ( آنهم در این روزگاری که دیگر صحبت از سینمای مولف با از سکه افتاده  است! ) می توان متفاوت و ویژه تلقی کرد ، به خصوص در سینمای ایران که برخی سینماگرانش هنوز در بسیاری عناصر اولیه فیلمسازی درمانده اند.

اما گویا "آرایش غلیظ" ، یعنی تازه ترین فعالیت مشترک این دو سینماگر ، اساسا به آن سینمای خاص و مولف یاد شده راه نمی برد و به نوعی شاید بتوان گفت در همان گرفتاری های ابتدایی سینمای ایران درمانده است. واقعا غیر قابل تصور است از هادی مقدم دوست و حمید نعمت الله که شخصیت پردازی های نابی در وضعیت سفید و بی پولی و حتی سر به مهر و بیا از گذشته ها حرف بزنیم داشته اند ، آن وقت  فیلم "آرایش غلیظ" مجموعه ای از تیپ های کلیشه های رها شده و بی سر و دم باشد که معلوم نیست از کجا هستند و در کجا سیر می کنند و به کجا می روند؟!

بهانه سینمای فانتزی هم نمی تواند توجیه کننده این شلختگی فیلمنامه ای باشد. داستان و سینمای فانتزی در باورناپذیرترین کاراکترها و فضاهایش همچون انبوه کارتون ها و فیلم های دیزنی یا امثال برادران گریم  و دکتر زئوس و ...و حتی شخصیت های هراس مانند دراکولا و فرانکشتاین و همین قصه های سخیف اخیر مانند "اره" و "کینه" و "حلقه" و ...هم برای مخاطب ، فضای باورپذیر ایجاد می کنند و همه کاراکترهای یاد شده در اوایل ماجراهایشان ، به باور تماشاگر می نشینند اما متاسفانه در "آرایش غلیظ" که مابین حال و هوای فانتزی و رئال سرگردان است ، هیچ کدام از تیپ های موجود اگرچه بعضا کلیشه و نخ نما شده هم هستند ، به باور نمی نشینند؛ نه آن مرد برقی و دغدغه هایش ، نه کاراکتر حامد بهداد ( که قاعدتا گویا تداعی ضد قهرمان های دهه 60 میلادی سینمای آمریکا و فیلم های سینمای اوایل دهه 50 خودمان مثل "خداحافظ رفیق" هست ، ضمن اینکه همه اینها از "ریفی فی" ژول داسن وام دار هستند) در صحنه هایی مثل قتل فجیع کاراکتر حبیب رضایی ، در جای خود می نشیند و نه حتی آن مردی که هدف انتقام قرار گرفته و پیرمرد پرتقالی و ...

فقط به عنوان یک علاقمند و طرفدار جدی سینمای نعمت الله و مقدم دوست ، باید بگویم که غیر قابل تصور است!!

 

 

رستاخیز

پرهزینه اما ضعیف

 

یکی از پرهزینه ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران درباره قیام و حماسه عاشورا ساخته احمد رضا درویش که پیش از این نیز در کارنامه خود کم و بیش آثار پرهزینه و البته نسبتا موفق مانند "کیمیا" و "سرزمین خورشید" و "دوئل" داشته است اما متاسفانه تازه ترین فیلمش به هیچوجه در خور و شایسته عاشورا و عنوان حماسه حسینی نیست.

در یک کلام می توان گفت علیرغم همه تلاش و سعی و کوشش طولانی کارگردان و سایر عوامل که به قولی 8-9 سال و به قولی دیگر 3-4 سال به طول انجامیده ، متاسفانه ماحصل کار ، فاقد آن حس و حال و توانایی برای ایجاد ارتباط با مخاطب است که برای این گونه آثار ، در درجه اول اهمیت قرار دارد. به نظرم توضیح واضحات است که ساخت و پرداخت هرگونه اثر هنری پیرامون وقایع و حوادث دینی آنهم حماسه های شیعی که در روح و جان همه ما ایرانی های شیعه از نوزادی و کودکی تنیده شده و هر یک از ما ، با آن وقایع و حوادث زندگی کرده ایم ، گریسته ایم ، سر فخر به آسمان ساییده ایم و ...در درجه نخست نیاز به نوعی حس و حال دارد که بتواند مخاطب را به آن ریشه اصلی متصل سازد و از آن پس بقیه نیرو و قوت خود را از اصل واقعه بگیرد. این همان فن و شیوه ای است که سخنرانان و مداحان و پیرغلامان اهل بیت (س) هماره به کار گرفته اند و آن گونه که همیشه ورد زبانشان است، دل ها را روانه کربلا می کنند و ادامه ماجرا را دیگر خود صاحب مجلس ، پیش می برد. چنین راه و روشی در آثار تصویری هم هست ( نگاه کنید به نقاشی های عاشورایی استاد فرشچیان )، در شعر و حکایت و موسیقی و ....نیز وجود دارد. تاکنون همان معدود آثار سینمایی نیز که داشته ایم از همین شیوه و روش سود برده اند. فی المثل در فیلم "روز واقعه" اساسا تصویری از نبرد یاران حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و سپاه عمر بن سعد نمی بینیم ولی آنچه روایت می شود به خوبی دلها را روانه کربلا می گرداند یا در سریال ارزشمند "مختار نامه" که در صحنه های پیرامونی واقعه عاشورا ، بیش از آن چند تصویر محدودی که به خود واقعه اشاره دارد ، رزم حماسی و  مصیبت های حضرت سید الشهداء و همراهانشان ، به جان مخاطب می نشیند. در این جا سخن از نمایش نیست ، بلکه صحبت از حس و حال است که متاسفانه فیلم "رستاخیز" از آن بی بهره به نظر می رسد.   http://smostaghaci.persianblog.ir/post/872/


نوشته شده در  دوشنبه 93/8/5ساعت  3:53 صبح  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()

سینمای ایران و ارزیابی ابعاد شخصیت مرد در آن

تبیین: مقاله« سینمای ایران و ارزیابی ابعاد شخصیت مرد در آن براساس متون اسلامی و بررسی فیلم تسویه حساب» که توسط آقایان سیدحسین شرف‌الدین1 و رفیع‌الدین اسماعیلینوشته و در نشریه شماره 14 معرفت فرهنگی اجتماعی انتشار یافته توسط پایگاه اطلاع رسانی تبیین، تلخیص و در اختیار خوانندگان قرار داده شده است، کاربران جهت مطالعه اصل مقاله می‌توانند به نشریه شماره 14 معرفت فرهنگی اجتماعی مراجعه نمایند.

مقدمه

سینماعملاً نقش برسازنده و بازتولیدکنندة هنجار‌ها را در زندگی اجتماعی امروزی بر‌ عهده دارد(سلطانی، 1385). در حال حاضر و در دهه‌های اخیر، سینما، هم به‌عنوان رسانه از سازندگان و هم به‌عنوان هنر و سرگرمی با طیف عظیمی از تماشاگران در سراسر جهان روبه‌روست.
با توجه به اسلامی بودن حکومت ایران، انتظار این است که سینما فرهنگ مذهبی جامعه ایران را در تمامی ابعاد مدنظر داشته باشد و به دلیل آنکه نهاد خانواده از مهم‌ترین نهادهاست، باید خانواده‌ای را منعکس کند که منطبق با اسلام باشد. وقتی سینمای ایران به خوبی شخصیت مرد و زن را تصویر نکشد و الگوهایی غیراسلامی از شخصیت مرد و زن ارائه دهد اثراتی منفی بر خانواده و به مرور زمان، اضمحلال خانواده و فراموشی فرهنگ خودی را موجب می‌شود. شخصیت مرد دارای دو بعد فردی واجتماعی است. بعد فردی نگاهی صرفاً روان‌شناسانه به بحث است.ولی بعد اجتماعی،که نگاهی فرهنگی- اجتماعی است، مدّ نظر این تحقیق است.

مبانی نظری تحقیق

با توجه به نیازهای طبیعی، زیستی و روانی زنان و مردان، قوانین نوشته و نانوشتة زیادی در طول تاریخ، دربارة ارتباط مردان و زنان شکل گرفته است

سؤال مهمی که در تمامی این نظریات وجود دارد این است که آیا زن و مرد انسان‌هایی برابرند؟ اگر پاسخ مثبت است پس علت این همه تفاوت وظایف و نقش‌ها، تفاوت در رفتارها، احساسات، علایق و سلیقه‌ها چیست؟ اگر پاسخ منفی است و زن و مرد با یکدیگر متفاوتند؛ این تفاوت در چه حد و سطحی است؟ آیا این تفاوت‌ها زن و مرد را مکمّل یکدیگر قرار می‌دهد؟

نظریة«حاکمیت» و تسلط مردان بر زنان

مطالعة تاریخ فلسفة غرب نشان می‌دهد که زن در سنت فلسفی وفرهنگی غرب، موجودی حقیر، تابع و تنها خدمت‌رسان به مرد بوده است.
ارسطو زن را موجودی درجه دوم و تابع مرد می‌دانست .

نظریة«برابری»

دو اصل و شاخصة مهم نظریة «برابری»، تأکید بر برابری زن و مرد و انکار تفاوت‌های دو جنس است. از جمله دلایلی که موجب شد نظریة «برابری» ایجاد شود، دیدگاه فیلسوفان غرب دربارة تحقیر زنان بوده است که دیدگاه برخی از آنها بیان شد.

نظریة«تفاوت»

شاید بتوان گفت اصرار زیادی که فمینیسم لیبرال بر برابری مطلق زن و مرد داشت، در ذائقة عمومی وحتی خود زنان، تا‌حدی افراطی، مخرّب و دور از واقعیت به نظر می‌رسید. ازاین‌رودر این نظریه، از زنان به‌عنوان موجوداتی اخلاقی‌تر از مردان خواسته می‌شد تفاوت خود را حفظ کنند.

نظریة«مکمّلیت»

بنابر نظریة «مکمّلیت»، زن و مرد دو موجود با تفاوت‌هایی طبیعی‌اند. تفاوت‌های آنان هدفمند و برپایة طرح حکیمانة آفرینش است. به‌عبارت روشن‌تر، همان‌گونه که وجود تفاوت‌های طبیعی هدفمند میان زنان و مردان، آنان رانیازمند و مکمّل یکدیگر قرار می‌دهد، می‌تواند مبنای آن نظام اخلاقی یا حقوقی قرارگیرد که نقش‌ها و رفتارهای مکمّل را برای آن دو در حیطة خانواده در نظرمی‌گیرد.این تفاوت‌هابه‌طور طبیعی، مردان و زنان را به سوی یکدیگر جذب کرده است

سینما و جنسیت

پس از ظهور سینما و بازنمایی سینما از زندگی اجتماعی و خانوادگی مردم، نظریه‌پردازان حوزة خانواده نیز به بیان دیدگاه‌های خود در این زمینه پرداختند. استدلال برخی فمینیست‌ها دربارة فیلم‌های سینمایی این است که سینمای امروز در غرب «نگاه مردانه» نسبت به مسائل ایجاد می‌کند. از این دیدگاه، ناخودآگاهِ جمعی جامعة مرد‌سالار، ساختار فیلم‌های سینمایی توده‌ای را تعیین می‌کند. تصویر زن در این فیلم‌ها، به این شکل ظاهر می‌شود که زن موضوع امیال جنسی و عشقی مردانه است و سینما زن را برای «حظّ بصر» مردانه نمایش می‌دهد. برخی از فمینیست‌ها برآنند که ‌باید از طریق تحلیل لذت و زیبایی، به نحوی که در فیلم‌های توده‌ای ظاهر می‌شود، به تخریب آن پرداخت و با این شیوه، ساختار مردانة فیلم‌ها را ویران کرد(بشیریه، 1379،ص117).

گسترش جنبش زنان به همراه ظهور فیلم‌سازی مستقل، شرایط رشد سینمای فمینیستی را به وجود آورد که منجر به ایجاد نظریات مختلفی در این حوزه، ازجمله نظریة«فمینیستی فیلم» و نظریة«لذت بصری و سینمای روایی فیلم» شد. نظریة«فمینیستی فیلم» طی دو دهة گذشته، ثأثیر چشم‌گیری بر کل نظریة فیلم نهاده است.

نظریات فمینیستی در سینمای ایران بسیار تأثیر‌گذار بوده است و در بسیاری از فیلم‌ها، ردّپای این نظریات مشاهده می‌شود.

شخصیت مرد در اسلام

ویژگی‌های شخصیت مرد در آیات و روایات

تحلیل فیلم تسویه حساب

معرفی فیلم

نویسنده و کارگردان: تهمینه میلانی و تهیه‌کننده: محّمد نیک‌ بین سال تولید: 1386

بازیگران اصلی: لادن مستوفی، مهناز افشار، بهاره افشاری، السا فیروزآذر، رضا عطّاران، حامد بهداد.

خلاصة داستان

«تسویه حساب» داستان چهار زنی است که مقصّر تمامی مشکلات خود در زندگی را مردان می‌دانند و هر کدام از آنها قربانی خودخواهی و زورگویی مردان شده است.

این چهار نفر، که از همة مردان عالم متنفرند، تلاش می‌کنند تا با به دام انداختن مردان، با آنان تسویه حساب کنند. این زنان با توّسل به سلاح زنانه، سعی می‌کنند مردان لاابالی و هوسران جامعه را به دام انداخته، تنبیه کنند؛ زیرا همة آنها کینه دارند و فکر می‌کنند از مردها بازی خورده‌اند.

الف. تحلیل روایت

هر روایت و داستانی بیش از هر چیز، آغاز و فرجامی دارد که این آغاز و فرجام، هر داستانی را از جهان عینی و داستان‌های دیگر جدا می‌کند. هر روایت از پنج عنصر ذیل تشکیل شده است:

1. پارة ابتدایی: پارة ابتدایی به معرفی چهار شخصیت زن فیلم اختصاص می‌یابد.

2. نیروی تخریب‌کننده: تصمیمی‌ که چهار شخصیت زن برای انتقام از مردان

3. پارة میانی: پارة میانی روایت از تصمیم زنان آغاز می‌شود.

4. نیروی سامان‌دهنده: این بخش از روایت زمانی است که حمید به پلیس زنگ می‌زد واطلاع می‌دهد که دختران چه کاری انجام می‌دهند و پلیس نیز با تعقیب و گریز، سعی می‌کند آنهارا دستگیر کند تا اینکه زنان تصادف می‌کنند.

5. پارة پایانی: ملاقات مهناز با مریم و رساندن پیغام زیور و درس خواندن مریم در زندان

تحلیل رمزهای جان فیسک

1. رمزهای اجتماعی: منظور فیسک از «رمزهای اجتماعی» این است. در فیلم تسویه حساب، از رمزهای اجتماعی هم چون لباس، گفتا، رفتار و چهره‌ پردازی در جهت واقع‌گرایی فیلم بهره گرفته شده است.

2. رمزهای فنی: واقعه‌ای که قرار است از تلویزیون یا سینما پخش شود برای آنکه رنگ واقعیت به خود بگیرد پیشاپیش با رمز‌های اجتماعی رمز‌گذاری می‌شود و برای آنکه از طریق سینما قابلیت پخش پیدا کند از رمز‌های فنی همچون دوربین، نورپردازی، صدا و وسایل صحنه می‌گذرد.

2-1. زمان و مکان: کارکرد اصلی زمان و مکان این است که بسیاری از رمزهای فیلم براساس زمان و مکان فیلم برگزیده می‌شود. در این زمان،کشورهای غربی، ایران را به رعایت نکردن حقوق زنان متهم می‌کردند و بر این اعتقاد بودند که در ایران، مردان به زنان ستم می‌کنند و این فیلم نیز تلاش می‌کند این دیدگاه را تأیید کند.

2ـ2. صدا: صدا وسیله‌ای برای درک و فهم کنش فیلم است. صدا در فیلم، مشتمل است بر: گفت‌وگو و موسیقی.

الف. گفت‌وگو‌ها (دیالوگ‌ها):«گفت‌و‌گو» آن نوع ویژگی صوتی است که تماشاگران به راحت‌ترین شکل به آن واکنش نشان می‌دهند.

گفت‌وگوی‌های محوری در این فیلم بررسیمی‌شود:

1.بددهنی(فحش و ناسزا): بددهنی در این فیلم، بسیار بیش از حد است، به‌گونه‌ایکه در روند فیلم، به یک امر طبیعی تبدیل می‌شود.

2. لقب‌های مردان از زبان زنان: در این فیلم، لقب‌های زیادی به مردان داده شود؛ در سراسر فیلم و نسبت به تمامی‌مردانی که در فیلم هستند.

3. سرایت دادن به همة مردان: در جای‌جای فیلم، به این مطلب اشاره می‌شود که همة مردها آشغالند؛

ب. موسیقی: در این فیلم، موسیقی بیشتر در تشدید حس هم‌دلی مخاطبان با قهرمانان فیلم (زنان) و بر علیه مردان است

 

2-3.بازیگران

الف. نام بازیگران: در فیلم تسویه حسابکارگردان ، اسامی شخصیت‌های مرد و زن را کاملاً معنادار انتخاب کرده و شخصیت‌های مرد را که شخصیت‌های منفی داستان هستند، به مذهب پیوند داده است تا نشان دهد منشأ ستمی که به زنان می‌شود مذهب آنان است.

ب. انتخاب بازیگران: در این فیلم،کارگردان از بازیگران مطرح و سرشناس برای نقش‌های مردانه و زنانه استفاده کرده است؛ زیرا طبق گفتةکارگردان، به سینمای پرمخاطب اعتقاد دارد و تلاش می‌کند تا از بازیگران حرفه‌ای استفاده کند.

ج. اجرا یا شیوة رفتار: ازجمله اموری که به بازیگران در خلق معنای فیلم کمک می‌کند اجرا و شیوة رفتار آنان است. در شیوة رفتار شخصیت‌های قهرمان و شخصیت‌های ضدقهرمان، تفاوت‌هایی وجود دارد. یکی از تفاوت‌های این دو گروه از شخصیت‌ها، همکاری و همراهی آنان با هم است .

2-4. وسایل صحنه

فیلم‌ها برای انتقال معنای موردنظر خود، به شدت به وسایل صحنه وابسته‌اند. وسایل صحنه یک منبع اطلاعات نمادین در فیلم‌هاست که ازمعانی ضمنی و اسطوره‌ای برخوردار است.

3. رمزهای ایدئولوژیک: رمزهای ایدئولوژیک از این نظر دارای اهمیت هستند که رابطة بین رمزِ فنی انتخاب بازیگران و رمز اجتماعی آن بازیگران را معنادار می‌کنند. به سبب تحلیل بهتر مفاهیم ایدئولوژیک در فیلم‌ها، آنان در سه قسم توصیح داده خواهد شد:

الف. مفهوم اصلی: نقطة مرکزی در این فیلم، فمینیسم رادیکال است. در فمینیسم رادیکال، شاهد تقابل، رویارویی و دشمنی دوجنس تحت عنوان طبقة ستمگر (مردان) و طبقة ستم‌دیده (زنان) هستیم

ب. دسته‌بندی مفاهیم: مقصود از دسته‌بندی مفاهیم ، تمام مفاهیم دیگری است که کارگردان در جهت اثبات مفهوم اصلی، از آنها بهره گرفته است:
1. ظالم بودن مردان در برابر مظلوم بودن زنان
2. سیاه نمایی تبعیض جنسیتی در ایران
3. خیانت مردان
4. نگاه ابزاری مردان به زنان
5. هوس‌بازی مردان

ج. مفاهیم به حاشیه‌رانده‌شده: بسیاری از مفاهیمی که در متون اسلامی نام برده شد در این فیلم نه‌تنها به آنها توجه نشده، بلکه کاملاً بعکس مورد استفاده قرار گرفته است

جدول مقایسة ویژگی‌های شخصیت مرد در فیلم «تسویه حساب» با فرهنگ اسلامی

 1.سیدحسین شرف‌الدین /طلبه حوزه علمیه قم- استادیار جامعه‌شناسی موسسه  آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)    sharaf@qabas.net

 2.رفیع‌الدین اسماعیلی / طلبه حوزه علمیه قم- دانشجوی دکتری رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)    afi.esmaeili@Yahoo.com


نوشته شده در  دوشنبه 93/8/5ساعت  3:34 صبح  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()

ظهور نگهبانان: تلفیقی از مسیحیت محرف و اساطیر و افسانه به بهانه سرگرمی!؟

این انیمیشن با تلفیق افسانه ها و اعتقادات دینی در مسیحیت، وجود منجی را زیر سوال برده و اساس وجود او را نوعی وهم به مخاطب خود معرفی کرده است.

 

riseofguardbd72-tad-md

این انیمیشن با تلفیق افسانه ها و اعتقادات دینی در مسیحیت، وجود منجی را زیر سوال برده و اساس وجود او را نوعی وهم به مخاطب خود معرفی کرده است.

 صنعت هالیوود، سالانه با ساختِ نزدیک به هزار فیلم  توانسته است هیمنه فرهنگی و رسانه ای وصف ناپذیری را بر جهانیان تحمیل کند؛ این روند اغواگری، در لوای سرگرمی و غفلت تا کنون آثار مخربی را در میان تمامی مخاطبان و بلاخص کودکان و نوجوانان به جا گذاشته است.

در این میان انیمیشن ها، علی رغم محدود بودنشان در نسبت با کل محصولات هالیوود جایگاه ویژه ای دارند؛ به مرور زمان و به مدد تکنولوژیها و پیشرفت های چشمگیر در این عرصه انیمیشن ها توانسته اند نفوذ خود را در میان تمامی مخاطبان هالیوود بسط دهند و با ایجاد جذابیت های بصری و کیفی لحظاتی سرگرم کننده تر از دیگر فیلم های هالیوودی را برای مخاطب رقم بزنند.

در انیمیشن، همانند دیگر فیلم های هالیوود بزرگترین خطر را می‌توان در بْعد سرگرمی آن جستجو کرد؛ انیمیشن در ظاهری سرگم کننده تر از دیگر فیلم های هالیوود به خوبی توانسته است با اغواگری شدید و ذائقه سازی هوشمند و هم چنین باور مند سازی مخاطب، خواسته های خود را در غالب سرگرمی و تفریح به مخاطب القا کند.

یکی از ویژگی های انیمیشن ها که موجب نگرانی های زیادی شده است مخاطب آن می‌باشد، طیف وسیعی از بینندگان انیمیشن های هالیوودی کودکان و نوجوانان هستند.انیمیشن ها به دلیل ذات سرگرم کننده تر خود در نسبت با فیلم های رئال موجب غفلت بیشتر و اغواگری دو چندان خواهند شد، به این دلیل انیمیشن از حساسیت به مراتب بیشتری برخوردار است چرا که در ظاهر آن هیچ گونه پدیده اغوا کننده ای وجود ندارد و مخاطب صرفا برای گذراندن وقت و لذت بردن به تماشای آن انیمیشن می‌نشیند  غافل از آنکه سرگرمی با تلفیقی سرشار از پیام های تصویری در ضمیر ناخودآگاه مخاطب همراه خواهد بود و دقیقا همین مسئله در حوزه فیلم ها و سریال ها و انیمیشن تبدیل به پاشنه آشیلی درحوزه تربیتی شده است.

از واژه انیمیشن در ادبیات فارسی تا کنون تعابیری نظیر،”پویانمایی”، “متحرک سازی”، “جان بخشی”و “زنده نگاری” به کار رفته ‌است؛ جدای از بررسی این تعابیر که هر یک در جای خود قابل تامل می‌باشد می‌توان انیمیشن را تخیلی دانست که با استفاده از کامپیوتر ها به تصویر کشیده می‌شوند و توسط خالق آن ها که انسان می‌باشد به آنها جان بخشی می‌شود.

محصولات انیمیشنی هالیوود نیز، دقیقا در همین چارچوب تعریفی می‌گنجد، با این تفاوت که آن تخیل پایه هایی در تفکر دارد، به واقع انیمیشن های هالیوودی با ظاهری تخیلی و سرگرم گونه پیام خود را که در بستر تفکر قراردارد به مخاطب خود القا می‌کند، به این جهت پیام غیر مستقیم آن انیمیشن اگر از تفکر اومانیسم محور نشات گرفته باشد به طور قطع پیام کفرآمیز را به مخاطب خود القا خواهد کرد و بر عکس آن اگر انیمیشنی بر مبنای تفکر تئویسم ساخته شود می‌تواند به ارشاد مخاطب خود بپردازد.

هالیوود زاییده تفکر لیبرالیسم نیز، در طول چند ده سال گذشته با ساخت انواع و اقسام انیمیشن ها که همگی در راستای سرگرمی و اغواگری بوده، توانسته نسلی از کودکان را به سمت و سوی دلخواه خود هدایت کند.

انیمیشن ها نیز در ظاهری سرگرم کننده و پرمحتوا از جمله ابزارهای اغوا گری می‌باشد که کمتر به آن توجه شده است؛ در طول سال های گذشته نیز هالیوود و در ذیل آن کمپانی های انیمیشن سازی نظیراستودیو های انیمیشن پیکسار و والت دیزنی، با ساخت انیمیشن های چند ده میلیون دلاری پیام رسانی های خود در غالب سرگرمی را به جهانیان القا کرده اند.

از کمپانی های جوانی که در سال های اخیر با ساخت انیمیشن های خوش ساخت و پرفروش در میان جهانیان نامی شده است استودیوهای دریم ورکس می‌باشد.

این کمپانی آمریکایی در سال 1994 میلادی توسط سه یهودی معروف به نام های “استیون آلن اسپیلبرگ” ، “دیوید گفن” و “جفری “کاتزنبرگ” بنیانگذاری شد.

در سال 2005 میلادی نیز طی قراردای به مبلغ 1?6 میلیارد دلار کلیه امتیاز استودیوی “دریم ورکس” به “پارامونت” واگذار شد.

در کارنامه این کمپانی، فیلم های شاخصی نظیر “صلح جو” با بازی “جورج کلونی”(George Clooney) و “نیکول کیدمن” (Nicole Kidman )؛ فیلم “گلادیاتور” با کارگردانی “ریدلی اسکات” (Ridley Scott)‏ و فیلم های شاخص دیگری وجود دارد.

این کمپانی در حوزه انیمیشن سازی سابقه طولانی و درخشانی دارد و تا کنون با ساخت نزدیک بیش از 30 انیمیشن خود را به یکی از پیشتازان انیمیشن سازی تبدیل کرده است که به طور نمونه به آثاری نظیر “ماداگاسکار” (Madagascar)‏، “پاندای کونگ‌فوکار”(Kung Fu Panda) و “شرک(Shrek)” می‌توان اشاره کرد

در سال 2012 نیز، این کمپانی با ساخت انیمیشن “ظهور نگهبانان” موفقیتی جدید در کارنامه خود را ثبت کرد. این انیمیشن با بودجه ای معادل 145 میلیون دلار که معادل کل بودجه بخش سینمای کشورمان می‌باشد انیمیشنی کم نظیر را در تاریخ سینمای هالیوود رقم زد.

این انیمیشن بر اساس مجموعه کتاب‌هایی از “ویلیام جویس” به نام “نگهبانان دوران کودکی” ساخته شده است.

کارگردانی این انیمیشن نیز بر عهده “پیتر رمزی” بوده، که در گذشته سابقه چندانی در حوزه کارگردانی نداشته است.

این انیمیشن نیز در مراسم سال 2013 میلادی گلدن گلوب نامزد جایزه بهترین انیمیشن را از آن خود کرد.

نگاهی به داستان فیلم:
داستان این انیمیشن مربوط به محافظانی می باشد که وظیفه نگهبانی از کودکان جهان را بر عهده دارند، شخصیت های اصلی این انیمیشن همگی از افسانه های گذشته می‌باشند که تبدیل به قهرمانانی برای نجات کودکان می‌شوند،

جک قهرمانی بی میل و با روحی زمستانی می‌باشد که نقش اصلی در این انیمیشن را ایفا می‌کند، در این انیمیشن مرد اهریمنی در نقش “پیچ” (Pitch) برای ناامید کردن کودکان و ایجاد هول و هراس در میان آنان نقشه ای شوم دارد که گروه محافظان به کمک جک در برابر او ایستادگی می‌کنند.

تمامی کاراکتر های این انیمیشن، از شخصیت‌های افسانه ای و آشنا برای مردم جهان غرب شکل گرفته است که با بررسی پس زمینه هر یک از آن ها می‌توان از القائیات و خطوط استراتژیک فیلم پرده برداشت و به محتوا و عمق آن پی برد.

نگاهی به کاراکتر های انیمیشن:

اگر چه ظاهر این انیمیشن کاملا سرگرم کننده است اما با کمی تعمق در آن به خوبی می‌توان تلفیق اسطوره های افسانه ای با تم دینی و اعتقادی را در آن مشاهده کرد.

جک فراست (Jack Frost):

درافسانه های قدیمی و قومی از او به عنوان تجسم آب و هوای سرد و یخ زدگی زمستانی یاد می‌شود، اما در حوزه ادبیات نیز، آغاز جک فراست را از قرن 19هم می‌دانند، و وی را از نژاد آنگلاساکسون‌ها معرفی می‌کنند، هر چند در اساطیر روسیه و آلمان از وی در شکل های مختلف یاد شده است.

در آمریکا نیز در قرن 19 و مقارن با جنگ های داخلی از جک فراست به عنوان قهرمان و سرلشگر ارتش آمریکا نام برده می شد که از این شخصیت افسانه ای تصاویری در آن دوران وجود دارد.

در این انیمیشن جک فراست با شمایلی نظیر آنچه از شخصیت افسانه ای او ذکر شده به تصویر درآمده است وی دارای موهای سفید و چهره ای سرد می‌باشد که روح زمستانی او به خوبی به مخاطب القا می‌شود.

هیچ کس نمی‌تواند جک را ‌بیند، چرا که کسی او را نمی‌شناسد و به او ایمان ندارد، او بیش از سیصد سال است که به این شکل سپری می‌کند و خود از گذشته اش نا آگاه است.

جک فراست پسری بازی گوش است که تنها به فکر سرگرمی خود بوده و هیچ پایبندی به قوانین و مقرارت ندارد و با عصای جادویی خود روح زمستانی را بر نقاط دلخواه آشکار می‌کند و تمامی لحظات خود را به تفریح سپری می‌کند.

در این انیمیشن جک فراست با شمایلی نظیر آنچه از شخصیت افسانه ای او ذکر شده به تصویر درآمده است وی دارای موهای سفید و چهره ای سرد می‌باشد که روح زمستانی او به خوبی به مخاطب القا می‌شود.

هیچ کس نمی‌تواند جک را ‌بیند، چرا که کسی او را نمی‌شناسد و به او ایمان ندارد، او بیش از سیصد سال است که به این شکل سپری می‌کند و خود از گذشته اش نا آگاه است.

جک فراست پسری بازی گوش است که تنها به فکر سرگرمی خود بوده و هیچ پایبندی به قوانین و مقرارت ندارد و با عصای جادویی خود روح زمستانی را بر نقاط دلخواه آشکار می‌کند و تمامی لحظات خود را به تفریح سپری می‌کند.

جک فراست افسانه ای، در انیمشن ظهور نگهبانان به عنوان یک منجی قرار دارد و با چوب خود که از آن اعمال خارق العاده ای سر می‌زند توانایی مقابله با دشمنانش را دارد.

به واقع جک فراست در این فیلم منجی نهایی است که از سوی خداوند، که در این انیمیشن مرد ماه نشین معرفی می‌شود به مبارزه با پیچ، مرد تاریکی انتخاب می‌شود.

در سکانسی از انیمیشن به هنگامی که دیگر نگهبانان از حضور پیج نگران می‌باشند ماه خود را نمایان کرده و با تابش بر روی کریستالی که در قلعه بابا نوئل وجود دارد، جک فراست را برای مبارزه با پیج انتخاب می‌کند که این موضوع مورد تعجب دیگر نگهبانان واقع می شود.

هنگامی که جک از این موضوع با خبر می‌شود ناراحت شده و چرایی انتخاب شدن خود توسط او را نمی‌تواند درک کند.

جک فراست در طول انیمیشن، گذشته تاریک و گنگ دارد او نمی‌داند از کجا آمده و تنها اسم خود را می‌داند و بر این باور است که نام او را ماه انتخاب کرده، در سکانس هایی از فیلم او با نگاه کردن به ماه دلیل وجود خود و ندیدنش  توسط مردم را سوال می‌کند.

جک فراست یک منجی است که سازندگان فیلم از آن به عنوان نگهبان یاد می‌کنند، نگهبانی که به هنگام ایجاد خطر برای جهانیان ظهور می‌کند.

گویندگی جک فراست نیز بر عهده “کریس پاین” بوده است.

بابانوئل:

ریشه تاریخی بابا نوئل مربوط به یکی از کشیشان مسیحی به نام سن نیکولاس می باشد، وی از اهالی بیزانس و منطقه آناتولی در ترکیه فعلی بوده و در قرن چهارم میلادی می‌زیسته است؛ دلیل شهرت وی نیز به دلیل کمک کردن و هدیه دادن به فقرا بوده است.

در این انیمیشن از اصلی ترین اِلمان های تفکر مسیحیت بابانوئل است.

در ظهور نگهبانان، نمادهای دینی و اعتقادی، در مسیحیان به خوبی نشان داده می‌شود، از اعتقاد مسیحیان درباره بابانوئل خانه وی در قطب شمال، داشتن سورتمه، ورود به خانه ها از طریق شومینه و یا داشتن کارخانه ای در قطب شمال که در آن با کمک کوتوله ها اسباب بازی ساخته می‌شود، همگی در این فیلم به تصویر آمده است.

سازندگان فیلم با تلفیق جنبه افسانه ای و اعتقادی بابانوئل، یکی از نگهبانان و و منجیان را به خوبی در داستان انیمیشن به تصویر کشیده است.

گویندگی این شخیصیت انیمیشنی نیز برعهده “الک بالدوین” بوده است.

در ابعاد تاریخی و اعتقادی عید پاک به زبان انگلیسی (Easter) یا به انگلیسی قدیمی (?ostre) و به یونانی Π?σχα)) با تلفظ (Paskha) و برگرفته از واژه‌ی عبری (??????) با تلفظ (Pesakh) یا “پسح” میباشد.

عید پاک یا عید قیام، یکی از مقدس ترین عید های مسیحیان و یهودیان است و هم اکنون این عید یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی است، زیرا مسیحیان معتقدند در این روز حضرت عیسی علیه السلام بعد از به صلیب کشیدن به آسمان عروج کرد.

در ابعاد تاریخی و اعتقادی عید پاک به زبان انگلیسی (Easter) یا به انگلیسی قدیمی (?ostre) و به یونانی Π?σχα)) با تلفظ (Paskha) و برگرفته از واژه‌ی عبری (??????) با تلفظ (Pesakh) یا “پسح” میباشد.

عید پاک یا عید قیام، یکی از مقدس ترین عید های مسیحیان و یهودیان است و هم اکنون این عید یکی از روزهای تعطیل در سال مسیحی است، زیرا مسیحیان معتقدند در این روز حضرت عیسی علیه السلام بعد از به صلیب کشیدن به آسمان عروج کرد.

خرگوش عید پاک – بانی(Bunny):

در این عید خرگوش و تخم مرغ های رنگی نمادی ازعید پاک هستند و طبق افسانه ها خرگوش اساطیری با رنگ کردن تخم مرغ آن را به کودکان هدیه می‌دهد.

در انیمیشن نیز خرگوش عید پاک بانی نام دارد، وی که تلفیقی از اعتقادات دینی و افسانه ای ‌می‌باشد از دیگر نگهبان این انیمیشن است، صدا گذاری این کاراکتر انیمیشنی نیز توسط “هیو جکمن” بازیگر معروف سری فیم های “ایکس من” (X-MEN) است.

بانی در این انیمیشن وظیفه برگذاری عید پاک و همچنین دادن تخم مرغ‌های رنگ شده به کودکان را دارد که به دلیل حضور پیج با مشکلاتی روبرو می‌شود.

پری دندان‌ها(Tooth Fairy):

پری دندان در افسانه های بسیاری از ملت ها جایگاه ویژه ای داشته و در میان مردم آمریکا شهرت بسیار زیادی دارد؛ طبق این افسانه گفته می شود که یک پری در نیمه های شب به خانه های کودکان آمده و دندان افتاده  بچه ها را که زیر بالش آنها است با هدیه ای ماندند پول، اسباب بازی و یا شکلات تعویض می کند.

طبق اسناد ذکر شده پری دندان بعد از چاپ کتاب “پری دندان” نوشته “لیروگو” در سال 1949 میلادی، به یک باره محبوبیت زیادی پیدا کرد و طی گذر زمان به بخشی از زندگی خانواده ها تبدیل شد.

دراین کارتون، پری دندان که شبیه فرشته ها به تصویر کشیده شده است شباهت زیادی به اعتقاد مسیحیان در داشتن دو بال برای فرشته ها دارد که دراین انیمیشن موظف به جمع آوری دندان های کودکان بوده و هدف از ان نگهداری خاطرات کودکان است، تا در موقع لزوم به آن ها بازگردانده شود.

پری دندان نیز به عنوان یکی دیگر از نگهبانان کودکان تلفیقی از اسطوره های افسانه ای و اعتقادی می‌باشد که  توسط سازندگان انیمیشن به تصویر آمده است.

گویندگی پری دندان نیز بر عهده “ایزلا فیشر” می‌باشد که تنها گوینده زن در این انیمیشن محسوب می‌شود.

مرد شنی(Sandman):

مرد شنی، شخصیت افسانه ای در شمال اروپا است که با پاشیدن شن های جادویی بر چشمان کودکان آن ها را به خواب شیرین فرو می‌برد؛ از عقبه اعتقادی و افسانه ای مرد شنی اسناد چندان زیادی در دسترس نیست آما آنچه که از شخصیت وی در این جا مشخص است نشان دهنده یک نگهبان خردمند می باشد که هیچ گاه توان صحبت کردن ندارد و تنها با تصاویری که در بالای سرش ظاهر می‌شود پیام خود را منتقل می‌کند او محافظ رویاها است و طبق گفته نویسنده آن  ترکیبی از چاقی هاردی و مهربانی لورل می‌باشد.

پیچ(Pitch):

“پیچ” یا “مرد کابوسها”( Boogie Man) که در فارسی از آن لولو خورخوره یا لولو یاد می‌شود، موجودی تخیلی است که در اغلب فرهنگ ها و تمدن های مختلف وجود دارد.

لولو در هیچ فرهنگی از شکل خاصی برخوردار نیست و صرفا برای ترساندن کودک برای کنترل اعمال و رفتار او می‌باشد.

در انیمیشن ظهور نگهبانان، پیچ کاراکتری ضد قهرمان محسوب می‌شود، که قصد ایجاد ترس و رعب در میان کودکان را دارد تا بتواند باور آن ها را نسبت به نگهبانان از بین ببرد.

اما حضور پیچ از دیدگاه تحیلی در انیمیشن نه صرفا دشمنی برای قهرمانان، بلکه وی موجودی طرد شده از سوی ماه یا همان خداوند می‌باشد که در مبانی دینی چنین موجودی شیطان معرفی شده است.

وی در سکانسی از فیلم با نگاه کردن به ماه و اعلام جنگ با او تقابل خود با ماه را به خوبی نشان می‌دهد.

صدا گذاری بر روی این کاراکتر منفی نیز بر عهده “جود لاو” بوده است.

تحلیلی بر مولفه های استراتژیک انیمیشن:

1? نبرد بین خیر و شر:
انیمیشن ظهور نگهبانان را می‌توان جز آثار سینمای استراتژیک معرفی کرد که با قرار دادن اِلمان های متعدد دینی و اعتقادی و همچنین تلفیق آن با افسانه ها و ایجاد جلوه های بصری توانسته به یک انیمیشن موثر تبدیل شود.

ابعاد مولفه های استراتژیک در انیمیشن به مراتب پیچیده تر از فیلم های واقعی است چرا که مخاطب این انیمیشن ها علاوه بر بزرگسالان عمدتا از کودکان و نوجوانان شکل می‌گیرد و القای پیام های غیر مستقیم به این رده سنی آثار دو چندانی در باورسازی برای یک کودک خواهد داشت.

وجه پر رنگ انیمیشن ظهور نگهبانان را می توان در نام آن جستجو کرد، نامی که خود نشان دهنده روز موعود و ظهور منجیانی است تا بتوانند از مردم محافظت کنند.

ظهور نگهبانانی با پرستیژ آپولون در مقابل پیچ، مرد تاریکی با پرستیژ دیونیزوس، خود یک ترژادی به مثابه جنگ آرماگدون مابین خیر و شر را رقم می‌زند.

2? جک فراست نماینده خداوند بر زمین:
جک نماینده ماه یا همان خدا بر روی زمین، به طور مستقیم توسط مرد ماه نشین انتخاب می‌شود؛ جک که سال ها در ندانستن به سر می‌برد به یک باره منجی شده و برای نجات کودکان انتخاب می‌شود، وی از اینکه چرا او توسط ماه انتخاب شده در تعجب است اما همانطور که بابانوئل به او گفته است ویژگی درون او وجود دارد که دلیل انتخاب شدنش توسط ماه، توجیه می‌‌شود که در انتها مشخص می شود فداکاری او برای نجات خواهرش موجب انتخاب  او بوده است.

3? تجلی اراده های غیبی بر دنیای واقعی:

از دیگر مقولاتی که در این انیمیشن به خوبی قابل مشاهده است، به تصویر کشیدن مولفه های استراتژیک درباره مسئله مهدویت، ظهور منجی و همچنین ابعاد اثر گذاری مقدسات بر زندگی ساری و جاری مردم است که با نگاه تحریف شده در آیین مسیحیت به خوبی در این انیمیشن گنجانده شده است.

جک فراست قهرمانیست که هیچ کودکی او را باور ندارد، زیرا هیچ نشانه ای از او وجود ندارد، وی تنها با چوب پیامبر گونه اش از روح زمستانی خود اشکال درست کرده و یا با آن به آزردن مردم می‌پردازد.

در صحنه ای از فیلم، القای حوادث ماورایی و غیبی و حضور افرادی در پس پرده غیب که بدون دیدنشان حوادثی را در زندگی افراد رقم می‌زنند به مخاطب القا می شود.

در سکانسی، جک با جیمی یکی از کودک های انیمیشن بازی می‌کند، سورتمه او را هدایت کرده و در نهایت او را از خطر حفظ می‌کند اما کسی نمی تواند او را ببیند. که این صحنه به خوبی یکی از اِلمان های اعتقادی و دینی در آیین مسحیت را به مخاطب القا می کند.

4? منجیِ گمگشته:

تصویر ارائه شده از منجی در انیمیشن ظهور نگهبان در نوع خود قابل تامل است؛ جک فراست منجی است که خود را هنوز به خوبی نشناخته و حتی از خدای خود یا همان ماه درک چندانی ندارد وی منجی می‌باشد که در گنگی به سر می‌برد و خود به تنهایی نیز توان مقابله با دشمنش را ندارد.

به تصویر کشیدن منجی در این انیمیشن با وصفی که از منجی بشریت در ادیان ابراهیمی آمده است به خوبی مشخص می‌کند تنها انسانی می‌تواند خدا شناس باشد که ابتدا به خود شناسی رسیده باشد که در این انیمیشن کاملا در تضاد با مقولات دینی است.

5? القای پوزیتیویسم:

از دیگر نکات ویژه و قابل تامل در ظهور نگهبانان، نقش کودکان به عنوان بخشی از جامعه برای مبارزه با پیچ است؛ از مولفه های استراتژیک که در این انیمیشن بر روی آن تاکید شده ، مسئله باور و اعتقاد به ندیده ها است  و این القا به مخاطب صورت می‌گیرد که تنها یاید چیزی را بپذیری و یا باور کنی که آن را بتوانی ببینی و یا نشانه ای از آن وجود داشته باشد.

کودکان تنها در زمانی به پری دندان اعتقاد دارند که به جای دندان خود، هدیه ای از طرف او را ببینند، و یا در زمانی به بابانوئل ایمان دارند که نشانه ای از او ببینند، درباره جک فراست نیز همین مسئله صادق است، در سکانسی، جیمی توانایی دیدن دیگر نگهبانان را دارد اما نمی‌تواند فراست را ببیند زیرا به او باور ندارد و تا کنون از وی نشانه ای ندیده است.

در این انیمیشن هیچ انسان بالغی وجود ندارد که در ارتباط با این مسئله درگیر باشد و قصد سازندگان فیلم نیز از به تصویر کشیدن کودکان در این نبرد خیر و شر باور پذیر تر بودن آنان در نسبت با انسان بالغی می باشد که به این اشخاص افسانه ای هیچ گونه اعتقادی ندارد.

سازندگان انیمیشن به خوبی توانستند این القا را به مخاطبان خود کنند که تنها چیزی واقعیت دارد که نشانه ای از او وجود داشته باشد.

6? القای اومانیسم:

پیچ، مرد تاریکی یا همان شیطان به دنبال از بین بردن نشانه‌های نگهبانان است تا کودکان را از حضور آنها ناامید کند و در نهایت بتواند جهان را در در تاریکی و سردی فرو ببرد.

در این بین حضور جک فراست به عنوان نماینده خدا بر روی زمین به تنهایی نمی‌تواند مانع پیج شود چرا که او قدرت زیادی به دست آورده است، به این دلیل جک با به میدان آوردن جیمی و دوستانش که باور قلبی به نگهبانان دارند آن ها را وارد مبارزه با پیچ می کند، و در جایی که از دست هیچ کدام از نگهبانان کاری بر نمی‌آید کودک عادی اما باورمند تنها با اشاره دست خود به سمت سایه تاریکی، پیج را نابود می کند.

از گزاره هایی که در میان جهانیان و ایرانیان فرض شده این باور که روزی یک منجی خواهد آمد و تمامی مشکلات بشری را به سادگی بر طرف می‌کند؛ حال آنکه طبق نص قران کریم «انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم» خداوند سرنوشت هیچ قومی و ملّتی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها خود تغییر دهند.

حال کارگردان در این انیمیشن این آیه را با دیگاه اومانیستی و فرد گرایی به نفع دیدگاه خود استحاله کرده است، سازنده فیلم جک فراست را به عنوان یک قهرمان و منجی به میدان آورده، اما برای غلبه بر پیچ به باور کودکان نیاز دارد و در غیر این صورت او هیچ توانی در برابر پیچ نخواهد داشت. در سکانسی جیمی به عنوان کودکی شجاع و باور مند یک تنه در برابر تاریکی می ایستد.

به واقع در این صحنه جیمی به همراه چند تن از دوستانش که تعدادی انگشت شمار می‌باشند با سرنوشت سیاه خود مبارزه می‌کنند و بار دیگر نور و امید را برای خود قم می‌زنند.

این سکانس نشان دهنده حکم فرما بودن رویکر اومانیسم در این انیمیشن بوده و علی رغم آن که تمامی فیلم بر روی نگهبانان خارق العاده مانور می‌دهد، نتیجه نهایی به نفع انسان مصادره می‌شود.

7? جک فراست، نقدی بر سوپر من:

جک فراست، علی رغم سوپر من به تنهایی نمی‌تواند از سد مشکلات عبور کند و برای پیش برد اهدافش به کمک دیگر انسان‌ها نیاز دارد، مسئله ای که در مجموعه های سوپر من وجود ندارد و تنها نقش موثر مردم در آن دست تکان دادن به نشانه  علاقه برای سوپر من می‌باشد حال آنکه نقش جک فراست به عنوان منجی از دیدگاه اومانیسم برای کودکان اومانیسم شده قابل پذیرش تر است چرا که به کودک انگیز فعالیت و مبارزه با مشکلات را می‌دهد.

 

 

 

کودکی که هم اکنون با دیدن جیمی به او اعتقاد پیدا می‌کند و از او یاد می‌گیرد که بر ترس خود غلبه کند و برای پیروزی بر مشکلات باور و ایمان داشته باشد در نهایت نه به بابانول و نه به جک فراست احتیاجی نخواهد داشت، بلکه خود را منجی می‌داند و برای برطرف کردن تاریکی‌های موجود در زندگی و دنیا خود را منجی عالم می‌گیرد، القای اومانیسم در این فیلم و محور قرار گرفتن انسان به قدری حرفه ای در تاروپود انیمیشن بافته شده است که تا عمق وجود هر کودک و نوجوانی اثر خواهد کرد.

به واقع این انیمیشن با تلفیق افسانه ها و اعتقادات دینی در مسیحیت، منجی را زیر سوال برده و اساس وجود او را نوعی وهم به مخاطب خود معرفی کرده است.

و شاید بتوان پیام این انیمیشن را به کودکان جهان در یک جمله این چنین عنوان کرد:

ای انسان تو خود منجی خود باش که هیچ منجی وجود ندارد

 

انتهای پیام.   منبع: مشرق نیوز و نوبت شما


نوشته شده در  دوشنبه 93/8/5ساعت  3:28 صبح  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()

مظلومیت فلسطین در سینمای جهان
این گزارش مروری است بر برخی از فیلم‌های شاخصی که در رابطه با جنایات رژیم صهیونیستی در سینمای جهان ساخته شده است.

ده‌ها سال از مظلومیت مردم فلسطین می‌گذرد و امروز نیز شاهد قتل و عام زنان، مردان و کودکان بی‌گناه این مرز و بوم هستیم.  مظلومیتی که هیچ‌کس توانایی سکوت در برابر آن را ندارد، در این میان فیلمسازان کشورهای مختلف جهان نیز با ساخت فیلم‌های مختلف در این‌باره تلاش‌ کرده‌اند تا پاسخگوی ندای وجدان خود باشند. در زیر مروری داریم بر برخی از فیلم‌های شاخصیکه در این باره ساخته شده است:

*فیلم سینمایی «فلسطین: دره گرگ‌ها»:

این فیلم 10 میلیون دلاری محصول کشور ترکیه به کارگردانی «زبیر شاشماز» است. داستان فیلم درباره یک گروه کماندویی ترکیه است که مأموریت دارند که به فلسطین اشغالی بروند و فرمانده اسرائیلی که مسؤول حمله اسرائیل به کاروان کمک‌رسانی غزهاست را به جزای اعمالش برسانند. 

حمله‌ای که 31 می2010 توسط کماندوهای ارتش اسرائیل به یک ‎ناوگان دریایی «کمک‌های بشر دوستانهبه غزه»؛حامل 663 فعال حامی فلسطینیان از 37 کشور جهان، صورت گرفت. فیلم 105 دقیقه «دره گرگ‌ها» که یکی از گرانترین پروژه‌های سینمایی کشور ترکیه محسوب می‌شود، 28 ژانویه سال 2011 در ترکیه به نمایش درآمد. 

این فیلم در واقع در ادامه دو فیلم «عراق: دره‌ گرگ‌ها» محصول 2006 میلادی و «گلادیو:دره گرگ‌ها» محصول سال 2008 میلادی ساخته شده است.

*والس با بشیر:

این انیمیشن سینمایی به کارگردانی «آری فولمن»، محصول سال 2008 میلادی است که به وقایع جنگ اول لبنان در دهه? 80 میلادی در لبنان به ویژه کشتار صبرا و شتیلا می‌پردازد. 

داستان فیلم ازخاطرات یک سرباز اسرائیلی (آری فولمن) از حادثه اردوگاه پناهندگان صبرا و شتیلا که درآن دست کم 800 فلسطینی، بدست شبه‌نظامیان مسیحی عضو حزب فالانژ لبنان در جریان جنگ داخلی لبنان کشته شدند، حکایت دارد. دراین فیلم که خیلی صادقانه از اهمال دولتمردان اسراییلی سخن می گوید به مسیحیان اسپانیایی اشاره می‌شود که مسوول کشتار صبرا وشتیلا هستند. آری فولمن که ظاهراً شخصیت اصلی این ماجراست بار سنگین عذاب وجدانی سخت را بر دوش خود احساس می کند که درقالب کابوسی سخت جلوه می نماید. او تلاش دارد حافظه از دست رفته خود را با یادآوری هایی گنگ بازیابد و در این میان به صورتی بی طرفانه از کشته شدن آدم های بی گناه در چنین جنگ‌هایی پرده برمی‌دارد. 

این اولین انیمیشنی است که در طول تاریخ جشنواره فیلم کن در بخش اصلی این رقابت‌ها، برای تصاحب نخل طلا برگزیده می‌شود. فیلم انیمیشن «والس با بشیر» در این جشنواره تحسین بسیاری از منتقدین را برانگیخت ولی در نهایت این رقابت را به فیلم فرانسوی «کلاس» واگذار کرد. این فیلم همچینن توانست در سال 2008 میلادی برنده جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی زبان شود. «والس با بشیر» سال بعد نیز نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد ولی این جایزه را نیز به رقیب ژاپنی خود واگذار کرد.

*تولد لیلا:

فیلم سینمایی«تولد لیلا» محصول سال 2008 میلادی وبه کارگردانی «رشید مشراوی» داستان یک وکیل میانسال فلسطینی است که مقامات اسرائیلی او را از کار بیکار می‌کنند و او مجبور است که برای امرار معاش راننده تاکسی شود. 

او صبح روزی که دختر کوچکش، لیلا، 7 ساله می‌شود بنا به توصیه همسرش برای تهیه هدیه و کیک تولد از خانه خارج می‌شود ولی با مشکلات زیادی روبرو می‌شود. 

این فیلم با بازی «محمد باکری»،محصول مشترک کشورهای فلسطین، تونس و هلند است.

*بازگشت به حیفا:

فیلم سینمایی «بازگشت به حیفا » به کارگردانی «باسل خطیب» محصول سال 2005 کشور سوریه است. 

این فیلمداستان حمله صهیونیست‌ها به شهر حیفا در سال 1948 است که در این میان زوجی یهودی، کودکی فلسطینی را که در جریان حمله به اسرائیل جامانده است رابزرگ می‌کنند. اما قاسم یکی از اقوام این کودک از مبارزین فلسطینی است که به دنبال بازگرداندن این کودک به والدینش است.

*«حنا کی.»:

این فیلم با مدت زمان حدود 2 ساعت، محصول کشور فرانسه در سال 1983 میلادی است.

«حنا کی.» به کارگردانی «گوستا گارواس» داستان یک وکیل‌مدافع یهودی آمریکایی به نام «حنا کافمن» است که وظیفه دفاع از یک فلسطینی کهدربه اتهام تروریست‌ بودن دستگیر و زندانی شده را به عهده می‌گیرد. «حنا» که یکی از مخالفان سیاست‌های ظالمانه رژیم صهیونیستی در برابر فلسطینی‌هاست در دفاع از وکیل‌مدافع فلسطینی‌اش بر این عقیده است که رفتارهای مشکوک و پنهان‌کاری‌های وکیل‌مدافع‌اش در اسرائیل نه با هدف انجام اعمال تروریستی که به منظور پس گرفتن خانه‌اش صورت گرفته که توسط اسرائیلی‌ها به طور غیرقانونی غصب شده است. این فیلم علی‌رغم ساختار قوی و خوبش از سوی محافل سینمایی با بی‌توجهی روبرو شد.

* درخت لیمو:

این فیلم در سال 2008 میلادی به کارگردانی «ایران ریکلیس» و بازی «هیام عباس» و «علی سلیمان» ساخته شد. 

«درخت لیمو» داستان یک زن بیوه فلسطینی است که در مرز میان اسرائیل و کرانه باختری در باغ لیموی خود در آرامش زندگی می‌کند ولی زمانی‌که وزیر دفاع اسرائیل و خانواده‌اش با او همسایه می‌شوند، مشکلات او نیز شروع می‌شود. سرویس امنیتی اسرائیل با این ادعا که این باغ لیمو تهدیدی برای امنیت آقای وزیر محسوب می‌شود، حکم نابودی باغ را می‌گیرند و درصدد نابودی آن برمی‌آیند.

 

اگرچه این فیلم و باغ لیمو به طور سمبلیک اشاره به واقعیات درگیری میان اسرائیلی‌ها و مردم فلسطین دارد ولی به گفته سازندگان آن، فیلم براساس حقیقت ساخته شده است. این فیلم در زمان اکران مورد توجه منتقدین سینمایی قرار گرفت.

 *«اینک بهشت»:

فیلم سینمایی«اینک بهشت» محصول سال 2005، به نویسندگی و کارگردانی «هانی ابو اسعد» است.

 

این فیلم داستان دو جوان فلسطینی به نام‌های سعید و خالد است که از کودکی با یکدیگر دوستان صمیمی بوده‌اند واکنون تصمیمبه انجام یک عملیات استشهادی می‌گیرند.

 

داستان «اینک بهشت» در واقع بر آخرین روزهایی که این دو دوست با یکدیگر می‌گذرانند تمرکز می‌کند. این فیلم در سطح بین‌الملل برنده جوایز زیادی از جمله جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی زبان شد. این فیلم همچنین اولین فیلم فلسطینی است که نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان می‌شود.

*فیلم «عمر»:

«عمر» پنجمین اثر بلند داستانی «هانی ابواسد» و در میان آثار سینمایی وی، پس از «اکنون بهشت»، دومین فیلم فلسطینی راه یافته به فهرست نامزدهای نهایی جوایز اسکار بهترین فیلم خارجی زبان (غیرانگلیسی) است. 

این فیلم طی 8 هفته در شهرهای «ناصره»، «نابلس» و «بیت شنان» تصوربرداری شده است.فیلم98 دقیقه‌ای «عمر» که از واقعیت‌های زندگی روزمره مردم فلسطین الهام گرفته شده، روایتگر رابطه پنج دوست به اسم‌های عمر، نادیه، امجد، فاروق و رامی است که برای آزادی سرزمین خود با سربازان اسرائیلی مبارزه می‌کنند، اما در این مسیر دچار اشتباهاتی می‌شوند.داستان فیلم به صورت کلی درباره یک کارگر نانوایی به اسم «عمر» است که هر روز خود را در تیررأس سربازان اسرائیلی قرار می‌دهد و از دیوار امنیتی اسرائیل بالا می‌رود تا زن مورد علاقه‌اش «نادیه» را ملاقات کند.ازدواج عمر و نادیه پس از اینکه عمر توسط سربازان اسرائیلی در یک درگیری بازداشت می‌شود، به هم می‌خورد و عمر در بازداشتگاه رژیم اشغالگر زیر شکنجه‌های شدیدی قرار می‌گیرد. 

«عمر» که بهترین اثر «هانی ابواسعد» تلقی می‌شود، در سال 2013 در جشنواره فیلم دبی جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. همچنین در جشنواره سینمایی کن، برنده جایزه بخش منتقدان شد.

 منبع: خبرگزاری فارس /  از سایت تریبون


نوشته شده در  دوشنبه 93/8/5ساعت  2:50 صبح  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()

مشرق:‌ پرس تی‌وی در مستند خود به نام "Infowar" نگاهی انداخته است به تاریخ ایران‌هراسی در رسانه‌های آمریکا و اینکه چگونه فیلم‌هایی چون "آرگو"، "300" و بازی‌هایی مانند "میدان نبرد 3" به ایران برند "تروریست" چسباندند.
گروه جنگ نرم مشرق- دستگاه رسانه‌ای غرب در طول تاریخ پس از انقلاب اسلامی در ایران، لحظه‌ای تبلیغات ضدایرانی دست بر نداشته است. کشورهای غربی به نام حقوق بشر، حقوق ملت ایران را پایمال می‌کنند و اتفاقاً به بهانه آزادی بیان، اجازه بیان دیدگاه‌های ایرانی را در دنیا نمی‌دهند. پروپاگاندای ضدایرانی از یک سو و بلوکه کردن شبکه‌های ماهواره‌ای ایرانی از سوی دیگر، بخشی از تلاش‌های غرب برای خدشه وارد کردن به تصویر واقعی ایران در اذهان مردم دنیا و به خصوص کشورهای غربی است.

تبلیغات ضدایرانی در غرب
صحنه‌ای از بازی ضدایرانی "اسپلینتر سل: لیست سیاه"

بلافاصله پس از انقلاب اسلامی سال 1979 در ایران، کشوری جدید پا به عرصه جهانی گذاشت، همان کشوری که اکنون گفته می‌شود در قالب یک برنامه سری به دنبال ساخت بمب برای نابود کردن همه دنیاست. یکی از فیلم‌های مشهور در هالیوود، فیلمی به نام "آرگو" Argo     است که ماجرای شش عضو سفارت آمریکا را روایت می‌کند که در جریان اشغال سفارت این کشور در ایران موفق شده‌اند فرار کنند. توضیح این‌که فیلم آرگو امسال توانست برنده جایزه اسکار شود و نقدهای مثبت و منفی زیادی درباره آن نوشته شد.

هر کسی از ظن خود این فیلم را بررسی کرده و درباره آن نظر خود را داده است. کانادا به دلیل کمرنگ نشان دادن نقش سفارت این کشور در ایران در مسئله نجات اعضای سفارت آمریکا، از فیلم انتقاد زیادی کرده است. از سوی دیگر، انگلیس و نیوزلند به خاطر آن‌که سفارت‌های آن‌ها در فیلم به تصویر کشیده شده، از فیلم انتقاد کرده‌اند. 

"رایوموند میرزا" یکی از منتقدان و فیلم‌سازانی است که به روایت هالیوود از تاریخ رویدادهای سفارت آمریکا انتقاد وارد کرده است. وی می‌گوید: "مرزهای مشخصی بین واقعیت و دروغ در فیلم‌سازی وجود دارد و هر فیلم‌سازی هم دقیقاً می‌داند چه زمانی از این مرزها عبور کرده است. عدول این فیلم از واقعیت‌ها تا اندازه‌ای است که وجهه انقلاب مردم ایران را خدشه‌دار می‌کند و این به آن خاطر است که کسانی که این انقلاب را به وجود آوردند، با آمریکا مخالف بودند.

تبلیغات ضدایرانی در غرب
صحنه‌ای از فیلم ضدایرانی "آرگو"

آرگو صرفاً آخرین مورد از فیلم‌های هالیوودی است که در آن‌ها ایرانی‌ها به عنوان "دشمن" معرفی می‌شوند. شاید معروف‌ترین و مؤثرترین فیلم با این مضمون، فیلم "بدون دخترم هرگز" باشد که در سال 1991 تولید شد و ایرانی‌ها را انسان‌هایی خشن و افراطی معرفی کرد.

شاید بتوان شدیدترین و افراطی‌ترین نمونه این رویکرد غربی را در فیلم "300" دید که در آن هیولاهای وحشی که نماینده ایرانی‌ها هستند، نقطه مقابل یونانی‌های سفیدپوست و قهرمان قرار می‌گیرند که از تمدن غرب دفاع می‌کنند. البته این فیلم که به عنوان توجیهی برای حمله غرب به ایران نیز تلقی شده است، بارها به خاطر تحریف‌هایش در تاریخ مورد انتقاد قرار گرفته است.

یکی دیگر از جبهه‌های مقابله غرب با ایران که این‌بار حتی مخاطبین را به کشتن ایرانی‌ها دعوت می‌کند، بازی‌های ویدیویی ضدایرانی است. ایران یکی از هدف‌های اصلی در حملات بازی‌های ویدیویی است. "آدریان هان" بنیانگذار شرکت بازی‌های ویدیویی "سیکس تو استارت" Six to Start     درباره این که ایران به طور خاص مورد هجوم تبلیغاتی در بازی‌های ویدیویی است، می‌گوید: "جالب است که همیشه همان کشورهای خاص مثل ایران هدف این بازی‌ها هستند، چرا که اگر شما هر روز در کشورهای غربی یک روزنامه باز کنید، قطعاً در آن درباره کشورهای دشمن با آمریکا خواهید خواند. این کشور یا ایران، یا کره شمالی، یا روسیه و یا چین است. بنابراین ساخت این بازی‌ها هم تحت تأثیر رسانه‌های جمعی در غرب است."

تبلیغات ضدایرانی در غرب
تصویر تبلیغاتی فیلم ضدایرانی "300"

یکی از بازی‌های بسیار محبوب که گیمرهای فراوانی در سراسر دنیا انتظار عرضه آن را داشتند، بازی "اسپلینتر سل: لیست سیاه" Splinter Cell: Blacklist     بود. تبلیغات پیرامون این بازی نشان می‌دهد که مأموریت گیمر مبارزه با سازمانی تروریستی است که رهبری آن به دست ایرانیان است و قصدش حمله به منافع داخلی و بین‌المللی آمریکاست.

گزارش جهانی بی‌بی‌سی در سال 2013 به این نتیجه رسید که بیش‌ترین دیدگاه منفی در بین مردم دنیا نسبت به ایران بوده است. در یکی دیگر از نظرسنجی‌ها نیز نتیجه‌ای مشابه به دست آمده و نشان داده شد که 59 درصد از مردم دنیا دیدگاه منفی نسبت به ایران داشته‌اند. جالب این‌که وقتی با بی‌بی‌سی تماس حاصل شد و درباره علت به دست آمدن این نتایج پرسیده شد و این‌که بی‌بی‌سی چه نقشی در شکل دادن این دیدگاه عمومی داشته است، این شبکه از پاسخ به سؤالات مطرح شده خودداری کرد.

خبرگزاری‌ها و رسانه‌های غربی نه تنها تبلیغات ضدایرانی می‌کنند، بلکه به شبکه‌های ایرانی هم اجازه نمی‌دهند صدای خود را به گوش مردم دنیا برسانند. نمونه‌ای بارز از این رعایت "آزادی بیان" را می‌توان در اتفاقات زنجیره‌ای دید که طی سال‌‌های اخیر برای شبکه‌های ایرانی افتاده است.

تبلیغات ضدایرانی در غرب
صحنه‌ای از بازی ضدایرانی "میدان نبرد 3"

در جریان آشوب‌های خیابانی پس از انتخابات سال ریاست‌جمهوری 2009 در ایران، زمانی که ژورنالیست‌های بین‌المللی به ایران آمدند تا اخبار این حوادث را پوشش دهند، "مازیار بهاری" خبرنگار مجله "نیوزویک" بازداشت شد. وی با شبکه خبری پرس‌تی‌وی ایران مصاحبه‌ای کرد و بخش‌هایی از این مصاحبه در شبکه پرس‌تی‌وی پخش شد. در دسامبر سال 2009، بهاری به سازمان "آف‌کام" نهاد نظارت بر رسانه‌های انگلیس، شکایت کرد و مدعی شد که مصاحبه با وی تحت فشار انجام شده است. در نتیجه این شکایت، پرس‌تی‌وی جریمه شد و مجوز پخش این شبکه در بریتانیا لغو شد و در پی ممنوعیت پرس‌تی‌وی، تمام کانال‌های دولتی ایران نیز در سراسر اروپا ممنوع شدند.

همه این اتفاقات در سال 2012 افتاد. در ماه آوریل، شرکت تنظیم مقررات "بی‌ال‌ام" مستقر در مونیخ، پرس‌تی‌وی را از ماهواره "سس استرا" Ses Astra     حذف کرد. در ماه اکتبر، شرکت‌های ماهواره‌ای "یوتل‌ست"Eutelsat     فرانسه و "اینتل‌ست" Intelsat پخش چندین کانال ایرانی را متوقف کردند. در ماه نوامبر، شرکت"آسیا ست" Asia Sat تمام کانال‌های ایران را از فضای شرق آسیا حذف کرد. و در ماه دسامبر، "هیسپاست"HISPASAT ارائه خدمات به کانال اسپانیایی‌زبان و ایرانی "هیسپان‌تی‌وی" Hispan TV را متوقف کرد. این سؤال به وجود آمد که چرا تمام کانال‌های ایرانی به دلیل ادعای مطرح شده علیه یکی از این شبکه‌ها، مجازات شده‌اند. با تمام این شرکت‌های تحریم‌کننده برای پیدا کردن پاسخی برای این سؤال تماس حاصل شد، اما هیچ پاسخی دریافت نشد. در این میان، با یکی از شرکت‌های ماهواره‌ای به نام "آرکیوا" ARQIVA به عنوان مشتری بالقوه شبکه‌های ایرانی ارتباطی برقرار شد و در مورد وضعیت کانال‌های ایرانی سؤال شد. پاسخی که به این سؤال دادند این بود که تحریم‌های تحمیل شده توسط اتحادیه اروپا منجر به ممنوعیت پخش این شبکه‌ها در نقاط مختلف دنیا شده است.

تبلیغات ضدایرانی در غرب
تصویری از بازی ضدایرانی "اسپلینتر سل: لیست سیاه"

در بررسی‌های بعدی، پارلمان اروپا حاضر به اظهارنظر در مورد این مسئله نشد، اما کمیسیون اروپا تأیید کرد که تحریم‌های اتحادیه اروپا در مورد ایران به ممنوعیت رسانه‌ها مربوط نیست. با این وجود، "مایکل مان" سخنگوی"کاترین اشتون" مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا می‌گوید: "واقعیت این است که ممنوعیت پخش برخی شبکه‌های تلویزیونی هیچ ارتباطی با رژیم تحریم‌های اتحادیه اروپا ندارد."

"مان" در پاسخ به این سؤال که "آیا قصد ندارید که این موضوع را به شرکت‌های ماهواره‌ای تحریم‌کننده بگویید؟" می‌گوید: "برخی از این شرکت‌ها ممکن است بر این باور باشند که موظف به انجام این کار هستند، اما از منظر قانونی، چنین موضوعی صحت ندارد." وقتی پرسیده می‌شود که "آیا برای رفع این سوء تفاهم کاری هم انجام خواهید داد؟" وی پاسخ می‌دهد: "نگران نباشید، کارشناسان تحریم ما با برخی از این شرکت‌ها جلساتی طولانی برگزار کرده‌اند، بنابراین تا کنون این مسئله باید برطرف شده باشد."

برای شفاف‌تر شدن موضوع با "دیوید میلر" استاد دانشگاه "باث" در انگلیس و بنیانگذار سازمان "اسپین‌واچ"که درباره فساد سیاسی و لابی‌گری گزارش می‌دهد، تماس برقرار می‌کنیم و در این‌باره از وی سؤال می‌کنیم. "میلر" در پاسخ می‌گوید: "باید به عقب برگردید و ببینید کدام اندیشکده است که کمپین‌هایش موجب شده تا این ذهنیت در شرکت‌های ماهواره‌ای ایجاد شود. اغلب مواقع می‌توانید ارتباط این ذهنیت‌ها را به نوعی کمپین پیدا کنید که اندیشکده‌ها برای ایجاد نفرت از ایران راه‌اندازی کرده‌اند." "میلر" تأکید می‌کند: "بی‌شک دستگاه سیاست خارجی آمریکا نیز با این روند ایجاد نفرت همراه است و در آن نقش دارد."

تبلیغات ضدایرانی در غرب
تصویری از فیلم ضدایرانی "آرگو"

لابی‌گری بخشی ثابت در روند سیاست‌گذاری در غرب است، تا جایی که کمیته منتخب مجلس عوام انگلیس در بیانیه‌ای می‌گوید: "عمل لابی‌گری برای اعمال نفوذ سیاسی در تصمیم‌گیری‌ها، بخشی قانونی و ضروری در روند دموکراتیک است." به همین ترتیب هم هست که سازمان آمریکایی "متحد علیه ایران هسته‌ای" در نامه‌ای به شرکت ماهواره‌ای هیسپاست که به شبکه اسپانیایی‌زبان ایران خدمات می‌داد، می‌نویسد: "ما از هیپاست می‌خواهیم که اقدام مسئولیت‌پذیرانه‌ای انجام دهد و همه فعالیت‌های تجاری در ایران را پایان دهد. این سازمان که توسط سفرای سابق آمریکا در سازمان ملل و همچنین "جیم وولسی" مدیر سابق سیا، تأمین مالی می‌شود، در ادامه با لحنی تهدیدآمیز درباره "پیامدهای قضایی احتمالی به دلیل ارائه خدمات به ایران" نیز توضیح می‌دهد.

سازمان‌های زیادی در غرب هستند که کارشان تولید محتوای رسانه‌ای علیه ایران است. "پروژه اسرائیل" یک سازمان "غیرانتفاعی" دیگر مثل "متحد علیه ایران هسته‌ای" است که منابع مورد نیاز را در اختیار ژورنالیست‌های سراسر دنیا قرار می‌دهد تا اطمینان حاصل کند که پوشش رسانه‌ای درباره ایران عمدتاً منفی است. مدیر بخش ارتباطات این سازمان طی اولین تور رسانه‌ای در لندن همراه با معاون وزیر امور خارجه اسرائیل قصد معرفی قسمت عربی‌زبان این پروژه را داشت. در این تور رسانه‌ای، مقامات و شخصیت‌های بزرگ رسانه‌ای دنیا نظیر رئیس سرویس فارسی بی‌بی‌سی، دبیر خاورمیانه تلویزیون رویترز، سازندگان بخش انگلیسی‌زبان الجزیره و ژورنالیست‌های مشهور دیگر "توجیه" می‌شوند که برخوردشان با ایران چگونه باید باشد.

اگر در رسانه‌های غربی و به خصوص رسانه‌های انگلیس به دنبال گزارشی درباره بلوکه کردن شبکه‌های ماهواره‌ای ایران بگردید، متوجه خواهید شد که تعداد مقاله‌های نوشته شده در این‌باره فوق‌العاده محدود است. نه تنها خبرنگاران چشم خود را روی این موضوع بسته‌اند، بلکه سازمان خیریه "خبرنگاران بدون مرز" نیز که هدف خود را دفاع از ژورنالیست‌ها و حقوق رسانه‌ای افراد و نهادها معرفی می‌کند، کوچک‌ترین مطلب یا اشاره‌ای درباره این موضوع در وبسایت خود ندارد.

تبلیغات ضدایرانی در غرب
صحنه‌ای از بازی ضدایرانی "میدان نبرد 3"

وقتی در این خصوص با "هتر بلیک" رئیس دفتر سازمان "خبرنگاران بدون مرز" در لندن گفتگویی ترتیب می‌دهیم، اولین نکته‌ای که توجه ما را جلب می‌کند، اطلاعات کامل و جامعی است که درباره موضوع بلوکه کردن شبکه‌های ماهواره‌ای ایرانی دارد. تناقض جالبی که در گفته‌های بلیک افشا می‌شود، بسیار شنیدنی است. وی در پاسخ به سؤال ما درباره علت سکوت این سازمان درباره مسئله شبکه‌های ماهواره‌ای ایرانی بلافاصله از وضعیت بد آزادی بیان در ایران شکایت می‌کند و تلویحاً مدعی می‌شود که سکوت این سازمان به دلیل آن بوده که نمی‌خواسته‌اند با استناد به حرف افرادی در ایران برای پوشش خبری این موضوع، جان یا امنیت این افراد را به خطر بیندازند. اما وقتی دوباره می‌پرسیم که اگر موضوع آزادی بیان مطرح است، پس چرا به شبکه‌های ایرانی اجازه داده نمی‌شود تا حرف خود را در دنیا بزنند، ناخودآگاه موضع خود را معکوس می‌کند: "خب، این بستگی دارد به این‌که صدایی که منعکس می‌شود، صدای چه کسی است... بستگی دارد به این‌که چه چیزی می‌گوید... بستگی دارد به این‌که دلیل بلوکه شدنش چیست." وی بلافاصله تلاش می‌کند موضع خود را دوباره اصلاح کند: "البته ما به جریان آزاد اطلاعات و حقوق بشر در آزادی جریان اطلاعات اعتقاد داریم."

برای یافتن پاسخی برای این تناقض و درک این که این لابی‌گری‌ها تا چه اندازه در تصمیم شرکت "یوتلست"برای بلوکه کردن شبکه‌های ایرانی نقش داشته است به پاریس می‌رویم. فرانسه بی‌شک مهد آزادی در غرب است و تصور می‌کردیم در پایتخت انقلاب فرانسه می‌توانیم پاسخ سؤالاتمان را بیابیم. با این وجود، هر چه با یوتل‌ست تماس می‌گرفتیم، پاسخی دریافت نمی‌کردیم. اتفاقاً با دفتر "خبرنگاران بدون مرز" در پاریس هم تماس برقرار کردیم، اما هیچ پاسخی از آن‌ها هم نگرفتیم.

پس از این‌که تلاش‌هایمان برای تماس با مسئولین یوتل‌ست و "خبرنگاران بدون مرز" بی‌نتیجه ماند، با "رامین مظاهری" خبرنگار پرس‌تی‌وی در پاریس تماس گرفتیم. اتفاقاً مظاهری هم نتوانسته بود با همان افرادی ارتباط برقرار کند که ما را ناکام گذاشته بودند. مظاهری در گفتگو با ما لب به شکایت می‌گشاید: "دلیل این‌که خبرنگاران بدون مرز با ما مصاحبه نمی‌کند چیست؟ کار این‌ها همین است. شانزده، هفده درصد از بودجه آن‌ها را دولت فرانسه می‌دهد تا از ژورنالیست‌های ایرانی دفاع کنند. مسلماً در محکوم کردن ایران به هیچ عنوان کم نمی‌گذارند. اما وقتی نوبت به ما می‌رسد تا بگوییم چگونه به ما حمله می‌شود و با ما بدرفتاری می‌شود و به ما ظلم می‌شود، آن وقت هیچ یک از این خبرنگاران را نمی‌توانیم پیدا کنیم.

تبلیغات ضدایرانی در غرب
تصویری از فیلم ضدایرانی "آرگو"

 

درباره مسئله شکایت "مازیار بهاری" به "آف‌کام" نیز از مظاهری می‌پرسیم. او در جواب ما، می‌پرسد: "خب چه کسی در این‌باره تحقیقات کرده است؟ این سازمان تعیین‌کننده مقررات در انگلیس، آیا واقعاً به ایران رفته است؟ آیا با کسی درون ایران صحبت کرده است؟ یا این‌که به شهادت یک نفر قناعت کرده است؟"

تصمیم می‌گیریم برای این‌که بفهمیم نظر مردم ایران درباره تبلیغات غربی‌ها علیه کشورشان چیست، به این کشور سفر کنیم. در این کشور سوار یک تاکسی می‌شویم و با راننده شروع به صحبت کردن می‌کنیم. از او می‌پرسیم که آیا فیلم آرگو را دیده است یا خیر. وی این‌گونه پاسخ می‌دهد: "بگذارید درباره فیلم "300"حرف بزنیم. وقتی این فیلم را دیدیم، آن‌قدر عصبانی شدیم که هر چه از دهانمان درمی‌آمد به سازنده‌های این فیلم گفتیم. مسئله، مسئله غرور ملی ما ایرانی‌هاست و جوانان ایرانی به تاریخ و فرهنگ کشور خود و به ویژه کوروش بزرگ و داریوش بسیار افتخار می‌کنند." این راننده تاکسی در ادامه انتقادات خود به فیلم "300"خاطرنشان می‌کند: "شاید بخش‌هایی از این فیلم هدف سرگرمی داشته باشد، اما بخش عمده آن سیاسی است و هدفش توهین و تحقیر مردم ایران است."

یکی از افرادی که در فیلم آرگو نشان داده می‌شود، "معصومه ابتکار" سخنگوی گروگانگیرهای ایرانی در سفارت آمریکا در این کشور است. مشتاق بودیم با او هم گفتگوی مختصری داشته باشیم تا نظر او را درباره روایت این فیلم از تاریخ بدانیم. وی پس از رد روایت ارائه شده در آرگو، به ما می‌گوید: "آن‌چه عاملی تعیین‌کننده در حادثه گروگانگیری بود، صدور اجازه ورود شاه برکنار شده ایران به آمریکا بود. مردم ایران با خود فکر کردند که این می‌تواند گام اول برای طراحی یک کودتا علیه انقلاب اسلامی و روی کار آوردن دولتی طرفدار آمریکا در ایران شود. ترس از تکرار تاریخ، مثل آن‌چه در شیلی و برای "آلنده" اتفاق افتاد، باعث شد تا این دانشجویانی که مقطع‌های مشابه در تاریخ کشورهای دیگر را بارها و بارها بررسی کرده بودند، دست به این کار بزنند."

تبلیغات ضدایرانی در غرب
صحنه‌ای از بازی ضدایرانی "میدان نبرد 3"

سینما یکی از راه‌هایی است که یک ملت از طریق آن‌ها نظرات و عقاید خود را به مردم دنیا نشان می‌دهد. فیلم‌سازهای ایرانی تاریخی طولانی در تولید فیلم‌هایی دارند که تصویر واقعی کشورشان را به نمایش می‌گذارد. ایرانی‌ها همچنین از طرفداران پروپاقرص سینمای آمریکایی و اروپایی هم هستند. با برخی از طرفداران سینما در ایران صحبت کردیم و یکی از آن‌ها به ما این‌گونه گفت: "وقتی به گذشته نگاه می‌کنید، می‌بینید که ایران فرهنگی غنی دارد و این را با رفتارهای بسیار مناسب و قابل احترام در تاریخ نشان داده است. اما فیلم‌های غربی هیچ‌گاه این تصویر واقعی را به دنیا مخابره نمی‌کنند... و تا جایی که من خودم و فرهنگم را می‌شناسم، می‌دانم که این یعنی توهین به همه ایرانی‌ها."

قسمت نخست  دانلود   /  قسمت دوم  دانلود    / منبع: مشرق نیوز


نوشته شده در  دوشنبه 93/8/5ساعت  2:37 صبح  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()

نگاهی تحلیلی-انتقادی به فیلم سینمایی «پزشک»

نقد کامل، نقدی است که در چارچوب یک نگاه کلی، به هر سه لایه‌ی تم، محتوا، و قالب و تکنیک اثر هنری بپردازد. در ادامه به بررسی فیلم پزشک (The Physician    )، پرداخته می‌شود. در این فیلم، یک جوان مسیحی آنگلوساکسون با نام رابرت کول، از انگلیس به راه می‌افتد و در پی آوازه‌ی جهانی ابن سینا، به اصفهان می‌آید تا از او درمان بیماری‌ها را یاد بگیرد. در بین راه عاشق دختری یهودی می‌شود به نام «ربکا» که او هم اتفاقاً به اصفهان می‌آید. پس از یک سلسله اتفاقات در اصفهان، به هم می‌رسند. منظور از Physician یا پزشک در این فیلم، اصلاً ابن سینا نیست بلکه منظور شخصیت «رابرت کول» است و اما هدف فیلم این است که نشان دهد در ایران،علم در حال پیشرفت بود،اما مثلث«شاهان مست»، «امام و ملاها» و «سلجوقیان وحشی»، هر کدام به طریقی، مانع و مخالف با آن شدند.بخش جنگ نرم سایت مشرق

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

 

تـم فیلـم

تم فیلم، معمولاً ایده‌ی نخستینی است که در فکر هنرمند وجود دارد و به نوعی، همان غایتی است که قرار است در نهایت به مخاطب، القا شود. این تم، وقتی اثرگذار است که به صورت یک روح واحد و کلی، بر فیلم، حاکم شود. در فیلم پزشک، این روح حاکم، «تقابل علم و دین» و «مخالفت دین‌مداران با علم» است و غایت فیلم، القای این است که جریان کلیسا در دوران قرون میانه در منطقه‌ی اروپا و جریان Imam and his Mullahs     در دوران بعد از قرون میانه در ایران، با علم مخالفند و به خاطر همین بوده است که روند تاریخی پیشرفت علم در ایران، شکست خورده و ادامه‌ی آن، به غرب، منتقل شده است.

خط قرمز در تصویر زیر، خط شکوفایی علم است که مبتنی بر فیلم پزشک، در دوران امپراطوری روم، غرب سردمدار آن بوده است (چنانی که در روایت ابتدای فیلم، گفته می‌شود) و پس از آن، به دلیل حاکمیت کلیسای مسیحی، این شکوفایی علمی، به ایران رفته است و پس از آن، با ظهور جریان‌های اسلامی در ایران، این شکوفایی علمی، از ایران به غرب، منتقل شده است.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

 

محتـوای فیلـم

محتوای فیلم، نسبتی است که میان تم فیلم و قالب و تکنیک آن، در جهت بیان درونیات هنرمند، برقرار می‌شود و در واقع، بسط هنری تم فیلم است. در فیلم پزشک، محتوای فیلم، نگاهی است که فیلم‌ساز به مفاهیمی هم‌چون علم، دین، بیماری، پزشک، تاریخ و ...، و نسبت میان آنها دارد. نسبتی که در باطن و در درون نَفْس هنرمند، میان این مفاهیم برقرار می‌شود، و در جهت همان تم فیلم قرار دارد و در قالب یک قصه و داستان، ظهور می‌کند و به مخاطب عرضه و القا می‌شود، محتوای فیلم است که به شدت با قالب فیلم، در هم تنیده است و هر گاه این امتزاج و در هم تنیدگی قالب و محتوا، کم باشد، اساساً کار هنری، صورت نگرفته است. این امتزاج و درهم تنیدگی، بایستی در نفس هنرمند، انجام بگیرد و قالب و محتوا، باید با هم بجوشند نه اینکه ابتدا محتوا را جدای از قالب، تصور کرده و سپس برای آن، قالب انتخاب شود؛ بلکه محتوا باید خود، قالب خاص خود را گزینش کند و هر محتوایی در هر قالبی، بیان نخواهد شد.

در فیلم پزشک، Physician  به معنای پزشک است و نه طبیب. طبیب باید حکیم باشد و فقط چنین انسان‌هایی هستند که حق دارند امراض انسان را درمان کنند و این هم از عجایب و عبرت‌های این روزگار است که افرادی به صرف گرفتن یک مدرک دانشگاهی در حوزه‌ی جسم و بدن انسان و کمترین توجهی به نفس و روح انسان، در مورد وجود انسان، نظر می‌دهند. حکیم، کسی است که بدن انسان را مجزای از نفس و روح او نمی‌بیند (مانند منتقدی که تم و محتوا و قالب اثر هنری را منفک از هم نمی‌بیند) و طی یک سیر از کل به جزء و از عالم اجمال به عالم تفصیل، علت امراض را یافته و آن علت را علاج می‌کند، نه اینکه معطوف به جسم و فعل و انفعالات شیمیایی آن بشود. در پزشکی جدید، منظور از روان، همان فعل و انفعالات شیمیایی بدن و ترشحات غدد مختلف بدن است که منشأ رفتار انسان معرفی می‌شود و این پزشکی، اصلاً متعرض نفس و روح انسان نمی‌شود. مصداق تقریباً فعلیت‌یافته‌ای از روی‌کرد حکیمانه به طبّ، «ابن‌سینا» است که اساس طب او بر نسبت انسان با خلقت و تناسب أخلاط انسانی با فصول طبیعی است و اساساً طبیعت در این نگاه، طبیعت نامیده می‌شود چون چشمه و مخزن و منبع طبایع چهارگانه است. حد اعلای این نگاه در حکمت طب و طبابت، حضرت رسول اکرم (ص) است که در ادعیه، به عنوان «طبیب نفوس» خوانده می‌شود.

فیلم The Physician یا Der Medicus، البته دقیقاً همین نگاه به ابن‌سینا و نیز به علم را هدف گرفته است چرا که آن چیزی که تحت عنوان Medicine در جهان جدید شکل گرفته است، به لحاظ مبنایی با آن چیزی که در نزد تفکر ابن‌سینا به عنوان طبّ، شناخته شده است، متفاوت است و این پزشکی امروز، امتداد دقیق و کامل طبّ ابن‌سینا نیست. این فیلم، مقتبس از یک رمان آمریکایی است که توسط نوح گوردون یهودی، نوشته شده است و تبعاً به لحاظ تاریخی و استنادات واقعی، کاملاً مخدوش و تحریف‌شده است. منظور ازPhysician یا پزشک در این فیلم، اصلاً ابن سینا نیست بلکه منظور «رابرت کول» است. و اما هدف فیلم این است که نشان دهد در ایران، علم در حال پیشرفت بود، اما مثلث «شاهان مست»، «امام و ملاها» و «سلجوقیان وحشی»، هر کدام به طریقی، مانع و مخالف با آن شدند و البته، جریان امام و ملاها، با رویکرد تکفیر و حکم اعدام، به شدت با علم، دانشگاه و پیشرفت، مبارزه کردند و جریان شاهان دائم‌الخمر، اگر چه در نهایت، در کنار حامیان علم، قرار گرفتند اما در خاطر غربی‌ها، هم با عنوان «ستمگر» خواهند ماند و هم با عنوان «دوست».

 

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

 

علم در این فیلم، به معنای ساینس است و طب ابن سینا، یک پزشکی ساینتیستیک است و این در حالی است که اتفاقاً موفقیت ابن سینا در طب، به دلیل نسبتی بوده است که با حکمت و حقایق مجرد این عالم و اندیشه‌ی همان جریانی برقرار کرده است که در فیلم، ذیل نام امام و ملاها، با عمامه‌های نمادین سیاه، افراطی و خائن و ضد علم، نشان داده می‌شوند. ابن سینا، خود، ملا و مولا بوده است و اگر از سوی فقها و علمای دین نقدی به او وارد شده است نه در حوزه‌ی طب، که در حوزه‌ی دیدگاه‌های فلسفی او بوده است. در هیچ کجای تاریخ نیامده است که ابن‌سینا، مأموریت آینده‌ی تولید علم را به غربی‌ها داده باشد، چنانی که در انتهای فیلم، این مأموریت را به رابرت انگلیسی می‌دهد.

 

قالب و تکنیک فیلـم

قالب هنر، زمینه ظهور تم و محتوا در بیان هنری را فراهم می‌کند و خود به دو لایه، تقسیم می‌شود: ظاهر قالب و باطن قالب. ظاهر آن، مجموعه‌ی مراحلی مثل میزانسن، دکوپاژ، فیلم‌برداری، بازی‌ها، صدا، نور، مونتاژ و مسایل این‌چنینی است و باطن آن، قصه، موسیقی، جاذبیت‌های تعلیق، نمادها و سمبلیسم، زبان فیلم مثلاً جدی یا کمدی، ادبیات دیالوگ‌ها و مسایل این‌چنینی است.

قصه‌ی فیلم، یک قصه‌ی تکراری هالیوودی است و فیلم البته آلمانی است. فضای شهر اصفهان، و همچنینفرهنگ و پوشش مردمان این شهر، به شدت عربی و غیر ایرانی است و شاید یکی از دلایلش هم این باشد که بخش‌هایی از فیلم، در مراکش ساخته شده است و اکثر بازیگرانش هم عربند. از ایرانیت مردمان اصفهان، فقط چند دیالوگ پس‌زمینه، آن هم به زبان عامیانه‌ی امروز مردم ایران وجود دارد که همان هم از زبان بازیگران در صحنه، نیست و کاملاً در مرحله‌ی صداگذاری، اضافه شده است و خیلی هم ناشیانه. این قدر فیلم با تاریخ ایران، غریب است که حتی مرحوم ابن سینا، «ریش پروفسوری» دارد!.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

در این فیلم، چهار جریان در شهر اصفهان با هم درگیرند، حکومت یک شاه هوس‌ران و شراب‌خوار به نام علاءالدوله، جریان علمی و مدرسه‌ای ابن سینا، جریان اعتراضی شیعی خشن با نام Imam and his Mullahs و معترضان وحشی سلجوقی. این جریان‌ها، به شدت نمادین و امروزی هستند و دقیقاً در جهت انطباق با گزاره‌های امروز، طراحی شده‌اند. در نهایت، شاه پس از درمان نمادین توسط پزشک انگلیسی، فرماندهی سپاه مقابله با سلجوقیان را شخصاً بر عهده می‌گیرد، اما به دلیل خیانت جریان امام و ملاها از درون شهر و همکاری با سلجوقیان، شهر سقوط کرده و شاه و یارانش کشته شده و ابن‌سینا، با زهر، خودکشی کرده و در آخرین وصیتش، مأموریت ادامه‌ی روند تولید علم را به صورت نمادین، به رابرت کول انگلیسی، واگذار می‌کند.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

این فیلم، به شدت، صورتی نمادین و سمبلیک دارد و سوای تصویرسازی امروزی جریان‌ها، کنار هم قرار دادن قرآن و شمشیر در یک قاب، سجده‌ی نهایی امام در مقابل رئیس سپاه سلجوقیان و پاسخ «هر دوی» رابرت به این پرسش سلطان علاءالدوله که ما را ستمگر می‌دانی یا دوست، نمای هجوم بی‌انضباط سلجوقیان به لشکر کلاسیک علاءالدوله و انجام عمل جراحی شاه توسط رابرت انگلیسی، در ردیف نمادگرایی دیگر این فیلم قرار دارند. رابرت، مرگ افراد را پیش از مرگشان، متوجه می‌شود و در جهت نجات آنها از مرگ، تلاش می‌کند لذا حرکت او به سمت ایران و پی‌ریزی حرکت علمی جدید و در واقع، نجات حرکت علمی بشر از مرگ در ایران نیز، اشاره‌ای است تمثیلی به همین معنا. در نگرش سمبلیسم، نقد فیلم، نزدیک به مقوله‌ی تعبیر و تأویل خواب می‌شود به نحوی که گویی هر یک از گزاره‌های نمادین ارائه‌شده در فیلم، صورت‌های مثالی و نفسانی خوابی است که مخاطب، در سالن تاریک سینما، دیده است و با توجه به نوع سمبلیسم، می‌توان به تبیین و تعبیر آن پرداخت.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

رابرت، نماد انسان آنگلوساکسون مسیحی است که از انگلیس به اصفهان می‌رود و شاگرد زرنگ کلاس ابن سینای ساینتیست و نه ابن‌سینای عالِم، می‌شود و تمدن علمی جدید را شکل می‌دهد. تا قبل از چند دقیقه‌ی آخر، تعابیر حکیم و طبیب، در نسبت با درمان‌گران، استفاده می‌شود و در آخر فیلم، با استفاده‌ی هوشمندانه از واژه‌های «Physician» و «Hospital»، تغییر پارادایم صورت می‌گیرد به گونه‌ای که این‌چنین القا شود که روی‌کرد علمی به طبابت انسان در نزد رابرت کول در غرب، دقیقاً ادامه و امتداد همان نگاه طبی ابن‌سینا به انسان است.

یهودیان هم، در اصفهان هستند و در آنجا زندگی می‌کنند و البته امام و ملاها، مخالف آنانند و یهودیان هم مثل همیشه، مظلوم و سازگار! نشان داده شده‌‌اند. ربکا، معشوقه‌ی رابرت، دختری یهودی است که زن یکی از بزرگان یهودی می‌شود و در حالی که زن اوست، از معشوق خود یعنی رابرت، باردار می‌شود و در نهایت با او به لندن بر می‌گردد و بنیان پزشکی مدرن را می‌گذارد. فرزند حرام‌زاده‌ی یک مسیحی انگلوساکسون و یک دختر یهودی، همین تمدن مدرن است که به بیان این فیلم، حرام‌زاده و زنا‌زاده است. تمدن ساینتیستیک مدرن، مبتنی بر فیلم پزشک، محصول لقاح نامشروع تفکر مسیحیت انگلوساکسون و تفکر یهودی است، و رابرت و ربکا در این فیلم، دو صورت نوعی در قصه هستند که صورت مثالی دو جریان تاریخی فکری را تشکیل داده و بنیان‌گذاران تمدن نامشروع مدرن، خوانده می‌شوند.

ابن‌سینا در محاصره یهودیان + تصاویر // در حال ویرایش

در فیلم زیر که از دقایق تقریبا پایانی فیلم انتخاب شده است، ابن سینای خیالی فیلم‌ساز، کتاب دست‌آوردهای خود را به رابرت کول انگلیسی می‌دهد تا راهش را ادامه دهد؛ این اتفاق در حالی می‌افتد که ابن سینا با خوردن سم خودکشی کرده و در میان شعله‌های آتش کتابخانه‌اش آماده مرگی است که آن را بی‌مقصد! می‌داند:

 

نقد کامل، نقدی است که در چارچوب یک نگاه کلی، تم، محتوا و قالب اثر هنری را با هم ببیند و به همین نسبت، هنر دینی، هنری است که هم محتوا، هم قالب و هم تِم آن، از دین جوشیده باشد و از این روی، سینما، هنر دینی نیست و نمی‌توان آن را ذیل این عنوان، طبقه‌بندی نمود؛ اما این به آن معنا نیست که نتوان آن را به خدمت دین در آورد. سینما، مصنوع و ابداع انسان مسلمان نیست، بلکه انسان ایرانی مسلمان، پدیده‌ی سینما را یا از دوران طاغوت، به ارث برده است و یا وارد ایران شده است و البته ابداعی است که وجه تبلیغی و بیانی دارد و به همین خاطر، قابلیت بیان حقیقت را نیز دارد و تنها با معرفت به ماهیت آن است که می‌توان نسبت آن را با حقیقت تبیین کرده و آن را به خدمت دین گرفت.

سینماگران غربی، مؤمن به انسان‌گرایی، قائل به لیبرالیسم، مسلمان به مدرنیته و مُؤدّی به لایف‌استایل آمریکایی هستند و در عین حال، تسلط کاملی هم بر تکنیک و قالب سینما دارند و به این دلیل، توانسته‌اند در خدمت هالیوود، صورت واحد و یک‌پارچه، و ساختار جهان‌گیری را ترتیب دهند.

ما هم اگر سینمایی در خدمت دین می‌خواهیم، باید سینماگرانی داشته باشیم که از یک سو، مسلط بر تکنیک، و غالب بر قالب سینما باشند و از سوی دیگر، مؤمن به حقیقت دین، سالک در طریقت حق و عامل به شریعت وحی. فقط در این صورت است که می‌تواند سینمایی، در حد سینمای تراز انقلاب اسلامی، ظهور کند. استراتژی سینمایی و حتی هنری جمهوری اسلامی، در حوزه‌ی هنرهای جدید، بایستی چنین جهت و ساختاری داشته باشد و اگر نه، سینما، اسب چموشی است که به این راحتی‌ها، سواری نمی‌دهد علی‌الخصوص به نابلدها.

 

سینما و کلاً هنر مدرن، فقط شأن و حیث فردی و شخصی دارد و به زبان رایج، بیان احوال و احساسات و حدیث نفس شخص هنرمند است؛ گویی هر اثر هنری، آیینه‌ای که برابر درونیات نفسانی هنرمند گرفته‌اند و برای همین خاطر است که در تعریف هنر جدید گفته‌اند: «Expression of Emotions». اثر هنری، نازله‌ی نفسانیات و احساسات باطنی هنرمند است و اگر ما می‌خواهیم سینما در خدمت دین قرار بگیرد، باید نفس اهالی هنر، مسلمان و مؤمن به دین شود و هیچ راهی هم به غیر از این وجود ندارد. در غیر این صورت، سینمای سفارشی و شعاری، ایجاد می‌شود. سینمای سفارشی، سینمایی است که در آن، فیلم‌ساز از چیزی سخن می‌گوید که در درون نفس خودش نیست و به آن، ایمان نیاورده است؛ یک نوع «ریای هنری و سینمایی» است و به شدت شعاری. شعار، فی‌نفسه، بد نیست و وقتی بد و زشت می‌شود که پیوندی با باطن و شعور نفسانی فرد، نداشته باشد. نفس هنرمند، میدان امتزاج تم، محتوا و قالب اثر هنری است و لذا، تنها جایی که می‌تواند چشمه‌ی جوشش اثر هنریِ در خدمت دین قرار بگیرد، نفس هنرمندان است. روی‌کرد انتزاعی به سینما، روی‌کرد اشتباهی است که در آن، این سه لایه که در واقع، یک ذات واحد هستند، منتزع و منفک از هم لحاظ می‌شوند، در حالی که تقرب به سینما، بایستی با روی‌کرد تجریدی، انجام بگیرد.

نوشته محمد شمس‌الدینی - سایت مشرق نیوز: http://www.mashreghnews.ir/fa/news/316368

برچسب ها: پزشک ، ابن سینا ، یهودیت ، سینما
مطالب مرتبط

نوشته شده در  دوشنبه 93/8/5ساعت  2:17 صبح  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()

کتاب سینمای اسراییل[غاصب]:شرق/غرب و سیاست بازنمایی،
نویسنده: اِلا شوحط، انتشارات توریس،2010
بررسی کتاب سینمای اسراییل: شرق/غرب و سیاست بازنمایی

تصویر جلد در این آدرس

بررسی از: اولگا گرشن‌سن، دانشگاه امهرست ماساچوستز / ترجمه: احمد موسوی
Shohat, Ella, Israeli Cinema: East/West and the Politics of Representation, I. B. Tauris, 2010
کتاب سینمای اسراییل که نخست در سال 1989 منتشر شد یک اثر پیشگامانه بود. مطالب منتشر شده‌ی پیش از آن از نظر ایدئولوژیک و تحلیلی محدود بود، در حالی که شوحط برای اولین بار یک «تاریخ تحلیلی و نظری از سینمای اسراییل» (صفحه‌ی 7) را ارایه کرد. با گذاشتن سینمای اسراییل در بافت شرق/غرب ، تحلیل شوحط بر پایه‌ی جهان اول/جهان سوم، گفتمان ضد استعماری و فمینیستی، و همین‌طور نقد ادوارد سعید بر اورینتایزم شکل گرفته است. در نتیجه، سؤال مرکزی کتاب نزاع اسراییلی-فلسطینی و بازنمایی آن در طول زمان است. شوحط همچنین بازنمایی سفاردیزم (یهودیان عرب‌نژاد یا میزراحی) را با توجه دقیق به انتخاب بازیگران و زبان فیلم‌ها تحلیل می‌کند،. بحث کلی او در بافت روندهای متفاوت تولید سینمایی، بافت ادبیات، هنر و رسانه، و بافت ایدئولوژیک و تاریخی اسراییل است. شوحط علاوه بر بازخوانی دقیق فیلمها، اغلب ماجراهای روشن‌گرانه‌ای درباره‌ی تولید و پذیرش فیلم‌ها تعریف می‌کند. کتاب به سرعت جنجالی شد، بخصوص در اسراییل.

ویرایش تازه‌ی کتاب در شرایطی کاملاً متفاوت از نظر اجتماعی و آکادمیک بیرون آمده است. تحولات تاریخی و فرهنگی موجب برآمدن پژوهش‌های فرهنگی تجدیدنظرطلبانه‌ای درباره‌ی اسراییل شده‌ است که از آن جمله ظهور دیدگاهی پساصهیونیستی است. مطالعه‌ی انتقادی سینمای اسراییل که توسط شوحط آغاز شد تا کنون ادامه داشته و توسط تعدادی از محققان مانند یوسفا لوشیتسکی1، نوریت گتز2، رز یوزف3، و دوریت نامان4 ارتقا یافته است. یک ‌شناخت‌نامه بر سینمای اسراییل در حال آماده شدن برای انتشار توسط دانشگاه تکزاس است.5به علاوه، خود سینمای اسراییل هم دگرگون شده است، و انتقادی‌تر و برای مخاطبان بین‌المللی جذاب‌تر شده است. کوتاه آنکه ویرایش تازه‌ی کتاب شوحط به‌موقع است و برای محققان و خوانندگان عمومی‌ای که حالا با فیلم‌های اسراییلی آشناتر شده‌اند، مفید فایده است.

ویرایش جدید تصویرهای اضافه و ایندکس مفصل‌تری دارد، ولی افزوده‌ی اصلی به آن یک موخره‌ی نسبتاً مفصل است که، با حفظ تمرکز تحلیلی اولیه بر شرق/غرب، نگاهی سودمند به تغییرات اخیر می‌اندازد. قلم شوحط کماکان قدرت‌مند، واضح، و دقیق است و بدون اینکه حاوی اصطلاحات تحصصی باشد از نظر تئوریک پربار است. باقی کتاب دست نخورده است (تنها عنوان فصل‌ها جذاب‌تر شده). شوحط کتاب را با نگاهی به فیلم‌سازی در فلسطین پیش از تاسیس حکومت اسراییل آغاز می‌کند که خود بخشی از پروژه‌ی صهیونیست‌ها به حساب می‌آمد. افزوده‌ی اصلی نظری این فصل بحثی درباره‌ی رابطه‌ی بی‌ثبات اسراییلِ در حال شکل‌گیری نسبت به اروپا است: صهیونیست‌های نخستین که فرهنگ غرب اروپا را می‌ستودند، آرزو داشتند «سویس خاورمیانه» بسازند. با این حال خود آنان یهودیان شرق اروپایی بودند که قرن‌ها قربانی یهودستیزی و اورینتالیزه شدن به عنوان یهودی شرقی توسط همکیشان یهودی خود بودند.

در فیلم‌های مشهور به «ژانر قهرمانی-ملی‌گرا» که در سالهای نخست حاکمیت اسراییل ساخته شدند چیزی تغییر نکرد. پیرنگ فیلم‌ها همچنان جهت‌گیری شدید آموزشی و تمثیلی دارند: کاراکترهای اصلی پیشگامانی قهرمان‌صفت‌اند، در حالی که کاراکترهای عرب تنها در حاشیه وجود دارند و «کاملا تابع اقتدار و دست و دلبازی اسراییل.» (صفحه‌ی 70) به همین شکل، یهودیان عرب‌نژاد نیز به حاشیه‌های پیرنگ فیلم پرتاب می‌شوند و تاریخ‌شان تحت سلطه‌ی حافظه‌ی اروپایی-یهودی قرار می‌گیرد. همین جهت‌گیری ایدئولوژیک قهرمانی-صهیونیستی را در فیلم‌هایی که برای بزرگداشت پیروزی سال 1967 اسراییل ساخته شده‌اند نیز می‌توان یافت، با وجود تدوین مدل هالیوودی و کیفیت بالاتر تولیدشان.

تحلیل شوحط از بازنمایی سفاردیزم، همان گرایش استعمارگرانه‌ای را که علیه آنان در سیاست‌گذاری‌ها و رسانه‌ها وجود دارد، نشان می‌دهد. تصویر مشخص یهودیان عرب‌نژاد به عنوان «ابتدایی» با قلب‌هایی از طلا بویژه در ژانر محلی بورکا (فیلمهای تجاری قومیتی با مضمون فقیر/ثروتمند و میزراحی/اشکنازی) نمایان است. برخی از این فیلمها، به ویژه آن‌ها که توسط فیلمسازان اشکنازی ساخته شده، در‌واقع نوعی «اورینتالیزه کردن فردی که پیش از این اورینتالیزه شده» اند. فیلم‌های دیگر، که توسط مزراحی‌ها ساخته شده بود، نگاهی ظریف‌تر و مترقی‌تر داشتند.

در دهه‌ی 1960، در پاسخ به ایدئولوژی صریح موجود در ژانر فهرمانی-ملی‌گرا و نیز واکنش به تولیدات تجاری بورکا، سینمای شخصی پدیدار شد. نسل جوان فیلمسازانْ تجربه‌گرایی در سبک، مضمون‌های «متمرکز بر سرگشتی‌های فردی، و پروتاگونیست‌های» جهان‌شمول را به عنوان بخشی از آرزوهایشان برای خلق یک سینمای با کیفیت و فارغ از تمام تعهدات سیاسی-اجتماعی، رواج دادند. (صفحه 165) اما گریختن از سیاست تنها یک توهم بود: این فیلم‌ها از طریق یک پروتاگونیست اشکنازی و تحصیل‌کرده، و با بیرون گذاشتن دیگری های خارج از محیط لیبرال خود شکل می‌گرفتند.

در دهه‌ی 1980، در تضاد با سینمای «غیر سیاسی» شخصی رایج در دهه‌ی قبل، تعدادی از فیلم‌ها به مساله‌ی نزاع پرداختند و نسبت به سیاست‌های اشغالگرانه‌ی اسراییل انتقادی‌تر ظاهر شدند. شوحط این فیلم‌ها را (کمی با کنایه) «موج فلسطینی» می‌نامد. با اینکه آن‌ها تصویر بهتری از اعراب نشان می‌دهند، اما روایت‌هایشان هنوز در چهارچوب تصورات صهیونیستی شکل می‌گیرد. جای تعجب نیست که این فیلم‌ها هم از منابع مالی حکومت اسراییل بهره می‌بردند و هم مورد تمجید منتقدان سینمایی آنجا قرار می‌گرفتند. به علاوه، برای لیبرالیزم اسراییلی هم در خارج از مرزهایش تصویر مثبتی می‌ساختند.

شوحط در موخره‌ی کتاب، از پیدایش سینمایی که چندصداتر و چندسرشت‌تر شده، استقبال می‌کند. اخیراً در فیلم‌های اسراییلی زبان‌ها و لهجه‌های گوناگون (عمدتا عربی، روسی، انگلیسی و امهریک [زبان رسمی اتیوپیا]) در کنار زبان ملی عبری استفاده می‌شوند تا صدای اقلیت‌ها را نیز بازتاب دهند. به دنبال نیرو گرفتن کنشگری فرهنگی مزراحی‌ها، تعدادی از فیلم‌های غیر بورکا کاملاً در محیط‌های مزراحی و باگروه بازیگران تماماً مزراحی ساخته شده‌اند. اما شوحط فیلم‌های اسراییلی-روسی را که آن‌ها هم مشمول شکاف شرق/غرب می‌شوند، در نظر نمی‌گیرد. همان‌طور که پیشتر نیز نوشته‌ام، کارگردانان مهاجر روسی (و کاراکترهای روسی) موقعیتی نامطمئن در جامعه‌ی اسراییل دارند: در حالی که اسراییل را اورنتالیزه می‌کنند، خود در حاشیه قرار گرفته‌اند.

در پایان، شوحط نتیجه می‌گیرد که تعریف کلی سینمای اسراییل دگرگون شده: فیلمسازان مهاجر، یا اسراییلی‌های مقیم خارج، و نیز فلسطینی‌های داخل و خارج اسراییل حالا بخشی از این سینما‌ حساب می‌شوند. این روندها منجر به پیدایش فیلم‌های تازه‌ی تجدید‌نظرطلبانه شده‌اند، که پی‌آمدهایی بسیار فراتر از سینِما دارند. چنین سینمایی، چه با به چالش گرفتن تاریخ 1948، چه با روایت آلیا (به معنی «لهجه»، یک اصطلاح ایدئولوژیک برای یهودیان مهاجرت کرده به اسراییل) ، «ابر-روایت صهیونیستی را به چالش جدی گرفته‌ است و در این مسیر پارامترهای تاریخ مشروع و قالب‌های تاریخ‌نگاری مشروع را بازتعریف کرده است.» (صفحه 278)
 
پی‌نوشت:
این کتاب، محور کلاس «سینمای رژیم صهیونیستی: پنجره‌ای به یک جامعه پر تنش» با تدریس حسین درخشان، در موسسه ترجمان خواهد بود. اطلاعات بیشتر در:
http://tarjomaan.com/archives/3892/
منبع:
Gershenson, O. (2011). Review of Israeli Cinema: East/West and the Politics of Representation by Ella Shohat. Ethnic and Racial Studies, 34(10), 1771-1772.
Yosefa Loshitsky
Nurith Gertz
Raz Yosef 
Dorit Naaman
این کتاب با نام اصلی Israeli Cinema: Identities in Motion با ویراستاری میری تلمون و یارون پلگ در سال 2012 توسط دانشگاه تکزاس منتشر شد.

منبع: سایت ترجمه و علوم انسانی: http://tarjomaan.com/vdcb.5baurhb0wiupr.html


نوشته شده در  شنبه 93/8/3ساعت  5:0 عصر  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()

بابانوئل مکانیکی و رؤیای امریکایی
باشگاه مخاطبان/ ربات به جای خانواده!
بابانوئل مکانیکی و رؤیای امریکایی
چهره‌ی واقعی بابانوئل 2014، چهره‌ای است با چشم‌هایی سرخ که در واقع دوربین‌های مادون قرمز جاسوسی آمریکاست، دهانی مکانیکی و لبخندهای ماشینی!
به گزارش خبرنگار افتخاری جبهه جهانی مستضعفین، الکس جونز در آخرین اقدام خود به بهانه‌ی کریسمس، طی تبریکی کنایه آمیز زیر درخت کاج، برنامه‌ی سال جدید میلادی دولت آمریکا را افشا می‌کند. وی نویسنده و مستندساز آمریکایی، ساکن ایالت تگزارس و صاحب مستندهای مشهور "آخر بازی"، "پول خرد"، "سقوط جمهوری" و "رازهای بوهمین گروپ" است. "الکس جونز" طی چند سال گذشته در مستندهای خود پرده از رازهای 11سپتامبر و فریب‌های دولت آمریکا برداشته است. وی در برنامه‌ی جدید خود، سیاست‌ها و اقدامات دولت امریکا را پیرامون برنامه‌های جاسوسی و تلاش برای نابودی بنیان خانواده زیر سؤال می‌برد. برنامه‌ای که با یک عکس از چهره‌ی واقعی بابانوئل 2014 آغاز می‌شود. بابانوئلی با چشم هایی سرخ (که در واقع دوربین‌های مادون قرمز جاسوسی آمریکاست)، دهانی مکانیکی و لبخندهای ماشینی!
 عکسی که ظرف مدت کوتاهی دچار سانسور امریکایی و از صفحه‌ی سایت وی حذف شد.

وی در این پیام تبریک، برنامه‌ی جدید دولت امریکا را اینگونه تعریف می‌کند:
تعطیلاتی شاد برای پدر ومادرهای برنامه‌ریزی شده!!!
هدایای امسال اوباما به والدین: قرص‌ها، هورمون‌ها و وسایل ضدبارداری است.

وی در برنامه ی شبانگاهی در یک شبکه ی تلویزیونی با حضور استفان مولی نکس(نویسنده‌ی مشهور کانادایی) دیوید نایت (فیلسوف وتاریخ نگار آمریکایی) و دکتر نوئل شارکی(متخصص رباتیک) و جیمز دیوید ماننینگ (کشیش آمریکایی تبار) درمورد آینده‌ی آمریکا به عنوان یک کشور مستقل اظهار نگرانی کرده.
آنها معتقدند اوباما با تمرکز بر گسترش تحقیق و تولید ربات‌های قاتل سعی در ایجاد یک ارتش اقتصادی و اجتماعی جهت ایجاد دیکتاتوری مدرن دارد که در این دیکتاتوری اثری از استقلال فردی نیست.
گویی آنچه هالیوود تا کنون روی پرده‌ی سینما به عنوان یک کابوس به بیننده‌ی آمریکایی نشان داده، زمینه‌ساز جریانی واقعی در دنیای امروز آمریکاست.
این واقعیت آنقدر دور از ذهن و ترسناک است که شهروند آمریکایی ترجیح میدهد آن را یک توهم توطئه دانسته و در دنیای فیلم‌های هالیوودی غرق کند.
اما کافیست این تحلیل در کنار هدایای واقعی کریسمس اوباما قرار بگیرد تا حاکی از حقیقتی باشد ناگوار!
کاهش رشد جمعیت با افزایش روش های جلوگیری از بارداری و تزلزل بنیان خانواده با روی آوردن به بی بند و باری بیشتر، باعث شکل‌گیری جامعه‌ای در خود مانده و بی‌عاطفه می شود جامعه‌ای که کم کم برای تامین نیازهای خود ناچار است هرچه بیشتر به استفاده از ماشین های انسانی روی بیاورد.
این همان پلان دومی است که اوباما آن را به عنوان یکی از گزینه‌ها روی میز قرار داده اما این بار برای ساکنین کشور خود.
این اخبار طی مدت کوتاهی فراگیر شده و آنچه در این میان جلب توجه می کند فضای سانسور خبری شدید آمریکاست.
سانسوری که درآن حتی عکس‌های سایت‌های مختلفی که به نوعی از این واقعیت آگاهی می‌دهند طی مدت کوتاهی حذف می‌شوند!
و این تنها باز مانده‌ی رؤیای بهشت آمریکایی است.   http://www.mwfpress.com/vdccmoqs.2bq0i8laa2.html

نوشته شده در  یکشنبه 92/10/8ساعت  3:10 صبح  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
معرفی تفصیلی کتاب «اسطوره های صهیونیستی در سینما»
نقد وبررسی چند فیلم ایرانی جدید توسط سعید مستغاثی
نقد وبررسی ابعادشخصیت مرد درسینمای ایران/بررسی\تسویه حساب\
نقد و بررسی انیمیشن ظهور نگهبانان/ rise of guardian
مروری بر فیلم های بازگوکننده جنایات صهیونیسم غاصب درفلسطین اشغال
حقیقتاچرارسانه های آمریکایی نسبت به ایران،اینقدر کینه جو هستند؟!
هالیوودوبازنمایی محرف تاریخ واندیشمندان ایرانی-نقدفیلم پزشک
بررسی سینمای اسراییل[غاصب]:شرق،غرب وسیاست بازنمایی
آشنایی با الکس جونز اندیشمند و منتقد ومستندساز آمریکایی...
[عناوین آرشیوشده]