بسم الله الرحمن الرحیم
ای کاش اهالی خانه سینما منصف می بودند و همانطور که توجهی به انقلاب و سینماگران انقلابی ندارند، به همان تناسب هم فضا برای بروز و ظهور اندیشه و رویکرد های معارض با انقلاب اسلامی ایجاد نمی کردند. همانطور که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب در دیدار با هنرمندان سینما و تلویزیون در تیرماه سال گذشته فرمودند: " هنر نمایشى - بخش سریال و فیلم - امروز براى ما از همیشه مهمتر است. من به هیچ وجه یک نگاه مسامحى و گذرا و بارى به هر جهتى نسبت به تلویزیون ندارم. هنرهاى نمایشى خیلى مهمند؛ ابعاد تأثیرگذارى و فرهنگسازى هنرهاى نمایشى خیلى وسیع است و امروز ما به عنوان یک ملتى که چون زنده است، چون حرف دارد، چون احساس هویت و وجود میکند، پس دشمنهاى بزرگى هم دارد، مواجهیم با دشمنىهائى از راههاى مختلف، به شیوههاى مختلف و از جمله به شیوهى استفادههاى هنرى و بیش از همه، هنر نمایش." اگر دست انقلاب را در این مسیر پر فراز و نشیب مبارزه با استکبار جهانی نمی گیرید، لااقل پای انقلاب را نگیرند و سنگ راه نشوید. نقد وبررسی سعادت آباد: سیاه نمایی خانواده و جامعه ایرانی ساخت فیلم هایی که مروج روابط بی بند و بار و زندگی لاابالی و نافی اخلاق و رفتار ایرانی و اسلامی هستند ، تقریبا از اواسط دهه 70 و خصوصا پس از دوم خرداد 1376 باب شد که بعدا به نام فیلم های دختر و پسری نامیده شدند و در آنها می شد انواع و اقسام روابط عاشقانه مثلثی و مربعی و ذوزنقه ای و ضربدری را پیدا کرد. می توان براساس آمار و اسناد ادعا کرد که از سال 1376 به بعد و همراه به اصطلاح بازشدن جو فرهنگی -هنری جامعه و شکسته شدن بسیاری از خطوط قرمز سالهای قبل ، به جای شکوفا شدن سینما خصوصا در حیطه سوژه ها و مسائل مختلف ، سینمای ایران دچار پس رفتی شد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و منتقدان این سینما ، پدیده مبتذل و مذموم "فیلمفارسی" را به طور رسمی به عرصه سینمای ایران بازگرداند. ادامه مطلب... |
هری پاتر؛ موعودی بر آستانه آرماگدون نوشته استاد سعید مستغاثی تردیدی نیست که محورهای اصلی کتاب "هری پاتر و شاهزاده دو رگه" ، 3 موضوع تشریح سرگذشت تام ریدل یا همان ولد مورت ، راز بقا و جاودانه شدنش از طریق هورکراکس ها و همچنین اقدامات اسنیپ به عنوان جاسوسی دو جانبه است که در اوج فعالیت هایش دامبلدور را به قتل می رساند. اما در فیلمنامه، این 3 محور مهم در سایه تعقیب و گریزهای هری پاتر و اسنیپ، عشق مثلثی رون ویزلی و لاوندربراون و هرماین گرینجر یا سطحی شدن عشق هری و جینی ویزلی همچنین پررنگ شدن مزاحمت های مداوم هری برای پرفسور اسلاگهورن ( جهت کشف اصل آن خاطره خراب شده توسط تام ریدل) و ...قرار گرفته و چندان برای مخاطب باز نمی شوند. حتی قضیه شاهزاده دورگه که بخشی از عنوان کتاب و فیلم است (و پیش از خواندن کتاب یا دیدن فیلم ، مورد حدس و گمان های متعدد قرار می گرفت که آیا مصداقش ، هری پاتر است یا ولد مورت و یا...؟) تنها در یکی از سکانس های پایانی فیلم مورد اشاره قرار می گیرد. در آن سکانس ، پرفسور اسنیپ پس از حمله مرگ خوارها به هاگوارتز و تخریب آن ، وقتی هری با وی درگیر شده و جادوها و طلسم های ذکر شده در کتاب معجون سازی شاهزاده دورگه را در موردش به کار می برد ، صریحا می گوید که "تو طلسم های من را درباره خودم به کار می گیری... بله ، من شاهزاده دو رگه هستم..." ادامه مطلب... |
|
هری پاتر، موعودی بر آستانه آرماگدون: گشایش راز و رمزهای گذشته در ششمین قصه از ماجرای جادوگرهای جوان مدرسه عجیب و غریب هاگوارتز به حساس ترین بخش های روایت جنگ مابین سپاه ساحران نیک به سرکردگی هری پاتر و ارتش جادوگران بدکنش به فرماندهی ولدمورت رسیده ایم که دیگر این جنگ آن گونه که جی کی رولینگ در ششمین کتاب از مجموعه کتاب های هری پاتر حکایت می کند، به نبرد سرنوشت ساز خود نزدیک شده است. درحالی که دو سالی است هفتمین و آخرین کتاب از این مجموعه انتشار یافته و دیگر همه علاقمندان به ماجراهای هری پاتر از سرنوشت تک تک قهرمانان و ضدقهرمانان مورد علاقه شان مطلع شده اند. کاراکترهایی که تقریبا 10 سال با آنها سر و کله زدند و کنش و واکنش هایشان را از سنگ جادویی و تالار اسرار تعقیب کردند تا به زندان آزکابان رسیدند و بعد مسابقه گوی آتشین را دنبال کردند و سپس از هویت شاهزاده دو رگه باخبر شدند که تاثیر مهمی در طی این هفت قسمت از ابتدا تا آخر داشت و در آخر با یادگاران مرگ به انتهای سرگذشت پاتر جوان رسیدند.حالا تقریبا اکثر طرفداران هری پاتر دریافته اند این موجود محبوب شان، در پایان ماجراهایی که خانم "جی.کی.رولینگ" نوشت، نه تنها به دام مرگ نیفتاد بلکه خود، سرکرده یادگاران مرگ شد و به حساب ولد مورت خبیث رسید،اگرچه خیلی از یارانش مثل پروفسور لوپین، فرد ویزلی، تانکس و مودی و حتی جن خانگی اش یعنی "دابی" درجنگ آخربه کام مرگ رفتندوخودش نیز بالاخره با "جینی ویزلی" ازدواج کرد،همچنانکه رون با هرمیون،زندگی مشترک آغاز کرد. ادامه مطلب... |
مقدمه وب سینما ساحل نجات صهیون: کاملا قبول دارم که اداره صدا وسیما پیچیده و مشکل است، همچنین، قدر تمام تلاش های مسئولین و هنرمندان عزیز، برای ارائه ایامی شاد و سازنده را قدر می دانم و از انها تشکر می کنم. اما گفتن نقدها باعث رشد وصلاح همگان است. اخیرا از شنیدن خبر پخش احتمالی برخی آثار منحرفانه غربی و شرقی در رسانه، از جمله فیلم "نبرد تایتان ها" و "اسم من خان..." بسیار نگران شدم. با دوستان هم که تلفنی و حضوری صحبت کردیم، بسیار نگران و ناراحت شدند. در جلسات داخلی گروه مطاعاتی و غرب شناسی و نقد فیلم شهید سید مرتضی آوینی ساعت ها بر روی این دو فیلم وقت گذاشته بودیم. تجلی واضح شرک یونانی و چندخداگرایی و ترویج اومانیسم وبرتری انسان بر خدا و ایران ستیزی و اسلام هراسی، از مولفه های جدی محتوایی فیلم "نبرد تایتان ها"ست و اسلام آمریکایی و یورواسلام و مقدمه سازی برای دین نوین جهانی و مبارزه با اسلام ضداستعمار و همچنین حجیت دادن به اسلام پلورالیستی و تساهل و تسامحی و مبارزه با شریعت محوری و ترویج شیوه زندگیآمریکایی، در فیلم "نام من خان..." موج می زند. ای کاش صداوسیما با دقت بیشتری عمل می کرد و خود را از مشاوره اساتید تحلیل محتوا محروم نمی کرد. حداقلای کاش این فیلم ها در شبکه چهار برای مخاطبان فرهیخته و با نقد وبررسی چند کارشناس اسلام شناسی و اسطوره شناسی و دین شناسی و رسانه ای، پخش می شد. متاسفانه برخی چشم خود را به واقعیت "تاثیر عمیق رسانه ها" بسته اند و آن را دست کم گرفته اند و به دنبال نقد جدی محتوایی و سواد رسانه ای نیستند. اما خوشبختانه عده ای از فرهیختگان متوجه عمق این اثرات جدی رسانه و سینما بر ذهن و عقل و دل مردمان هستند. نقد زیر، حاصل کار برخی دوستان و اساتید محترم رسانه ای است که خدمت شما تقدیم می گردد: (نقد اسم من خان...) و (نقد نبرد تایتان ها) بررسی فیلم «من خان هستم...»؛قرار پخش فیلم انحرافی درتلویزیون جمهوری اسلامی! مقدمه سایت بی باک نیوز: از اسلام رضوان تنها نماز و آیاتی از قرآن باقی مانده است و قدرت جمعی مسلمین نادیده انگاشته می شود. او نمازش را فرادی می خواند و اجتماع مسلمانان تنها زمانی نشان داده می شود که در مسجد در حال توطئه هستند. یکپــارچگی قدرت اسلام نقطه ی هراسناکی برای غـــرب است که در فیلم «مردی که فردا را دید» / در پایان این سکانس از فیلم می بینیم رهبران و مفتیان بیدار جوامع اسلامی که حکم به دفاع از مرز و بوم و آرمان های اسلامی را می دهند، همان شیطان وسوسه گری هستند که ابراهیم، هاجر و اسماعیل هر سه به او سنگ زدند. رضوان نیز دکتر فیصل را سنگ می زند و هر سه بار او را شیطان می خواند. ادامه مطلب... |