سفارش تبلیغ
صبا ویژن

حلقه مفقوده حماسه عظیم در سینمای ایران

چه نسبتی میان سینمای ایران و حماسه سوم خرداد وجود دارد؟ آیا سینما الزاماً باید به موضوعاتی چون فتح خرمشهر بپردازد؟ علت عدم توجه به وقایع ملی مهم در سینما چیست؟ این عبارات، پرسش هایی مهم و حیاتی در عرصه فرهنگ امروز جامعه ما محسوب می شوند. این نوشتار تلاشی است مختصر و شتاب زده برای یافتن پاسخ آنها.

سینمای ایران و یک نقطه عظیم تاریخی
با مرور تاریخ سینمای ایران می توان به نتایج شگفت انگیز و گاه تکان دهنده ای رسید. درحالی که یکی از رسالت های سینما در مغرب زمین - و شاید حتی بتوان گفت مهم ترین دلیل وجودی اش- بازتولید فرهنگ و آرمان های تمدن جدید غربی بوده است، در کشور ما اوضاع به گونه ای دیگر رقم خورده است. یکی از جلوه های این واقعیت ناگوار را می توان بی تفاوتی عرصه هنر هفتم ایران - به ویژه در دو دهه اخیر- در قبال بسیاری از افتخارات و درخشش های تاریخی و ملی دید.
ایران کشوری مملو از حوادث تلخ و شیرین و فراز و نشیب های مختلف است؛ یک رنگین کمان از انواع و اقسام اقبال ها و ادبارها در تاریخ کشورمان قابل شناسایی است. البته این وضعیت طی 33 سال گذشته تغییراتی یافته است. از 22 بهمن سال 57 به این سو حرکت تاریخ در ایران دیگر گونه می شود. اگر تا پیش از این مبدأ، عمدتاً شکست و سقوط و عقب نشینی و از دست رفتن بخش های مختلف کشور و تسلیم شدن در برابر قدرت های بیگانه غالب بود، با پیروزی انقلاب اسلامی جریان تاریخ در ایران مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. از این به بعد بود که پیروزی و فتح و سربلندی و مقاومت و تاراندن مهاجمان و سرسختی برای حفظ حتی یک میلی متر از خاک کشور، تبدیل به رسم ایرانیان شد.
در این میان، فتح خرمشهر یک نقطه طلایی به حساب می آید. پس گرفتن خرمشهر از ارتش بعث عراق (بخوانید نماینده ارتش کفر جهانی) نه یک حادثه تاریخی، که یک نماد تاریخی و انسانی است؛ برای نخستین بار در تاریخ معاصرمان، ایران وارد یک جنگ نابرابر و همه جانبه شد و اجازه نداد ذره ای از خاک سرزمین مان اشغال شود. فتح خرمشهر، پایانی بود بر صدها سال به یغما رفتن خاک این کشور که به واسطه حماقت و خیانت شاهان بی لیاقت بر تاریخ ما تحمیل شد. حتی رژیم استبدادی- استعماری پهلوی نیز، بحرین، پاره تن این وطن را فروخت. هرچند وطن فروشان می خواستند خرمشهر را نیز حراج کنند؛ اما این بار ملتی که با دم مسیحایی امام خمینی(ره) زنده شده بود، با تکیه بر توانمندی ها و ایمان خود، تاریخ را تغییر داد و به این ترتیب، سوم خرداد، روزی شد به وسعت همه تاریخ و خرمشهر، شهری شد به بزرگی یک ملت.
با این حال، سینماگران ما - اعم از مسئولان و هنرمندان- نسبت به این نقطه از تاریخ کشورمان که مبدأ پیروزی ما و شکست استکبار محسوب می شود، بی تفاوت عبور کرده اند. اگرچه در این باره کتاب ها و مقالات و سخنرانی های فراوانی منتشر شده است؛ اما واقعیت این است که ارتباط جامعه امروز ما با رسانه هایی چون سینما و تلویزیون و مولتی مدیا و اینترنت و مواردی از این دست بیشتر است. کافی است بر کارنامه سینمای کشورمان در این زمینه مروری داشته باشیم.

چکیده ای از تصویر خرمشهر در سینمای ایران
عرصه مستند در مقایسه با سینمای داستانی، زودتر به این موضوع روی آورد. البته به دلیل این که آرشیو فیلم های مستند جنگ، دقیق و کامل نیست، اطلاع زیادی درباره کم و کیف تمام مستندهایی که درباره خرمشهر ساخته شده اند در دست نیست؛ اما چند نمونه را می توان شرح داد. در این میان مجموعه «روایت فتح» همچنان که سهمی عمده در تولید مستند درباره دفاع مقدس دارد، در زمینه پرداختن به خرمشهر نیز پیشرو بوده است. این گروه که آن زمان شهید سیدمرتضی آوینی سرپرستی اش را برعهده داشت، اولین آثار تصویری درباره اشغال و سقوط خرمشهر را تولید کردند، «فتح خون»، عنوان مستندی سه قسمتی بود که در سال 1359 خلق شد. آن زمان، خرمشهر هنوز در حال مقاومت بود و به طور کامل به اشغال دشمن درنیامده بود. (به قول شهید آوینی، خرمشهر هنوز خونین شهر نشده بود) فیلم بعدی را هم همین گروه و همان هنرمندان با عنوان «حقیقت» در 11 قسمت ساختند که به بررسی سقوط خرمشهر می پردازد. از دیگر فیلم های مستندی که درباره خرمشهر ساخته شده است، می توان به «پل آزادی» به کارگردانی «مهدی مدنی» اشاره کرد که در سال 1362 ساخته شد و در ردیف اولین فیلم ها با این موضوع قرار گرفت.«کربلای 5» هم عنوان مستندی با این موضوع است که توسط «سیدعلیرضا سجادپور» ساخته شده است. «جواد شمقدری» هم «پل پیروزی» را در مورد عملیات بیت المقدس ساخته و از معدود آثاری محسوب می شود که در حوزه مستند، به برخی از ابعاد آزادسازی خرمشهر پرداخته است.
سینمای داستانی، دیرتر به این موضوع روی آورد. اولین مورد، «بلمی به سوی ساحل» به کارگردانی مرحوم «رسول ملاقلی پور» است. این فیلم در سال 1364 ساخته شد و روایت مقابله یکی از گردان های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عراقی ها در خرمشهر را به تصویر کشیده است. «حریم مهرورزی» نیز به کارگردانی «ناصر غلامرضایی» به جنگ زدگان خرمشهر و زندگی آنها در تهران می پردازد؛ فیلمی که در سال 1365 ساخته شد و از اولین آثار با موضوع مورد بحث محسوب می شود. سایر فیلم ها، پس از جنگ و در دهه های 70 و 80 ساخته شدند. «کیمیا»، «سرزمین خورشید» و «دوئل» سه فیلمی هستند که «احمدرضا درویش» با این موضوع به نام خودش ثبت کرده است. هر سه نیز به اشغال خرمشهر و مقاومت مردم آن شهر مربوط می شوند.
در سال های اخیر، نیز چند فیلم در این زمینه ساخته شده است؛ یکی «روز سوم» به کارگردانی «محمدحسین لطیفی» است که داستانی پر تعلیق و مهیج را از مقاومت مردم خرمشهر و اشغال آن شهر روایت می کند. فیلم «کودک و فرشته» به کارگردانی «مسعود نقاش زاده» نیز از دیگر فیلم های ساخته شده درباره خرمشهر است که در این مورد نیز، موضوع اصلی، سقوط و اشغال این شهر و مقاومت هایی است که مردم آن در مقابل دشمن انجام دادند. «مجتبی راعی» هم در فیلم اخیر خود یعنی «عصر روز دهم» گوشه چشمی به موضوع خرمشهر داشته است. این فیلم البته به عراق اشغال شده و عزاداری تاسوعا و عاشورا در کربلا می پردازد؛ اما شروع قصه فیلم از خرمشهر است. فیلم «سفر سرخ» به کارگردانی «حمید فرخ نژاد» هم ازجمله فیلم هایی است که درباره سقوط خرمشهر ساخته شده است. هرچند که این فیلم، هم در ساختار و هم در مضمون، یک فیلم ضعیف محسوب می شود. فیلم «شب واقعه» به کارگردانی «شهریار اسدی» که به روایت ازجان گذشتگی شهید «دریا قلی سورانی» می پردازد نیز نیم نگاهی به ماجرای اشغال خرمشهر و یورش سربازان صدام به آبادان دارد.

حلقه مفقوده
این چکیده نشان می دهد که پرونده موضوع خرمشهر در سینمای ایران چندان هم خالی نیست؛ حداقل از نظر کمی این گونه به نظر می رسد؛ اما آنچه به عنوان یک حلقه مفقوده در کل سینمای ایران و به طور خاص در حوزه سینمای دفاع مقدس و به شکل اخص در زمینه خرمشهر قابل نقد است، فقدان به تصویر کشیدن آزادسازی این شهر است. یعنی با وجود بزرگی و درخشش این حماسه، حتی یک فیلم سینمایی هم درباره این موضوع دیده نمی شود.
البته بخشی از مشکل هم از آنجا ناشی می شود که آزادسازی خرمشهر صرفاً به عنوان یک واقعه تاریخی پنداشته می شود، درحالی که این موضوع یک منبع الهام بخش و نوعی تجلی حقیقت درباره بزرگی یک ملت و فرهنگش است. با نگاهی عمیق تر می توان ایستادگی کشورمان در مقابل تندبادهای بعدی را هم متکی به همین فتح شناخت. اگر هم بخواهیم در آینده از سایر موانع پیش رو بگذریم، چاره ای نداریم جز اینکه به طور دائم به آن دوران مراجعه کنیم؛ هم امروز را به آن گذشته درخشان متصل کنیم و هم درخشش آن دوران را برای شرایط کنونی باز تعریف کنیم. اتفاقاً بهترین وسیله برای بازتولید موقعیت های گذشته و آینده در زمان حال، سینما است. به خصوص اینکه امروز نیز جبهه های مبارزه جدیدی در مقابل جامعه ما ایجاد شده و اکنون نیز درحال دفاع هستیم.

فعالیت طرف مقابل
این درحالی است که سایر کشورهای صاحب صنعت سینما در دنیا، به شدت در زمینه فتوحات نظامی خود فعالیت می کنند. حتی پیروزی های به ناحق شان را نیز نوعی حماسه جلوه می دهند. در واقع، سینماگران غربی از این موضوعات به عنوان یک منبع برای تحقق اهدافی فراسینمایی بهره می برند. این درحالی است که سینمای کشور ما با وجود گنج عظیمی چون هشت سال دفاع مقدس، هنوز هم حق مطلب را بیان نکرده و بسیاری از مسائل گفتنی و دیدنی از آن جنگ را مکتوم واگذاشته است. این جریان در سینمای آمریکا (هالیوود) به شکل پررنگ تری دیده می شود. فیلم هایی مانند «شیرها و بره ها»، «گنجه درد»، «یونیت»، «تپه ها چشم دارند2» و ... تصویری رهایی بخش و قهرمانانه از حضور نظامیان آمریکایی در کشورهای عراق و افغانستان نمایش می دهند. یعنی درست برخلاف آنچه واقعیت داشته است.

نتایج کم کاری درباره فتوحات
خلأ موضوعات مهم تاریخی در این رسانه های مدرن و پرمخاطب خسارت های فرهنگی فراوان و متعاقب آن خسران های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بسیاری را در پی دارد. اگر ما به وسیله ابزارهای فرهنگی خود به معرفی حماسه ها و قهرمانان خود اقدام نکنیم، دیگران خواهند بود که این جای خالی را پر می کنند.
ضمن اینکه موضوعی چون فتح خرمشهر قابلیت های بسیاری دارد و می تواند منبع تغذیه مناسبی برای تقویت سینمای ما شود. فتح خرمشهر، شاید تنها موضوعی باشد که عشق، حماسه، شجاعت، کشمکش، تضاد و تخاصم، ماوراءالطبیعه، تعلیق، قهرمان، درام، تراژدی و در نهایت شادی و شکوه را با هم دارد و البته این دفاع مقدس و فتح خرمشهر نیست که به ما نیاز دارد، ما به این فرهنگ و این تاریخ، حفظ آن و بزرگداشتش نیازمندیم. این سینماست که امروز بیش از هر زمان دیگری، برای یافتن دوباره هویت و راه حقیقی خودش و ترسیم افقی روشن و امیدوارکننده، انسان ساز و بیدارکننده نیاز به توجه به چنین موضوعات و حقایقی دارد.

این مطلب در هفته نامه صبح صادق منتشر شده است. نوشته آرش فهیم


برچسب‌ها: سینمای ایران, سینمای دفاع مقدس, خرمشهر

نوشته شده در  شنبه 91/3/13ساعت  2:54 صبح  توسط عضو گروه شهیداوینی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
سواد رسانه ای درحوزه:تحلیل و برررسی شبکه های اجتماعی و موبایل
معرفی تفصیلی کتاب «اسطوره های صهیونیستی در سینما»
نقد وبررسی چند فیلم ایرانی جدید توسط سعید مستغاثی
نقد وبررسی ابعادشخصیت مرد درسینمای ایران/بررسی\تسویه حساب\
نقد و بررسی انیمیشن ظهور نگهبانان/ rise of guardian
مروری بر فیلم های بازگوکننده جنایات صهیونیسم غاصب درفلسطین اشغال
حقیقتاچرارسانه های آمریکایی نسبت به ایران،اینقدر کینه جو هستند؟!
هالیوودوبازنمایی محرف تاریخ واندیشمندان ایرانی-نقدفیلم پزشک
بررسی سینمای اسراییل[غاصب]:شرق،غرب وسیاست بازنمایی
آشنایی با الکس جونز اندیشمند و منتقد ومستندساز آمریکایی...
[عناوین آرشیوشده]